
سفری بود ... دلم از همين سفرها میگيرد ... وای بهار ، نمیدانی چقدر دلم گرفته است ...
دقيقا برام اتفاق افتاده! همين فال رو ميگم!
بهار جان از انديشه های زيبايت حض کردم. طنز لطيفی بکار می بری. شاد زی. بروزم
يک وقت هم میبينی منظور خودش باشد که ياریست سفری! کنايههای اين اشعار گاهی آدم را به خودش غره میکند بعد يک وقت سرت را بلند میکنی میبينی ياد دارد همين بيت شعر را زمزمه میکند
چه اهنگ قشنگی روی وبلاگت هست!...صدای عود نه؟
بهار جان،شب يلداست ياد ما هم باش.
بعضی اوقات جاده اونقدر ناهموار مي شه که آدمارو از هم دور می کنه و هرکس به ناچار تو راه خودش قرار می کيره نه اون راهی رو که دوست داره.
AUTHOR: سهيل
EMAIL: soheil_b_gh63@yahoo.com
IP: 0.0.0.0
URL: http://www.