شعر


مجموعه شعر، انتشارات بوتیمار، 1391



بایگانی


جست‌وجو

حقوق

Image: Intuitivmedia
Powered by: Movable Type 3.2




آویخته از نیست

چشم‌
دست
برمی‌دارد
از دست
می‌رود
دست خیال تو


اسفندماه 91

میل زیستن

چشمانِ تو
جنون شعر است
چشمانِ تو
احتضار کلمه


4 اسفندماه 1391

نامه هفتم؛ ترس

reading loved07.jpg

+ 6

نامه ششم؛ سوت ِ سکوت

بارت در سخن عاشق‌اش می‌گوید: «هیچ‌چیز زخم زننده‌تر از صدایی نیست که هم دوست‌داشتنی باشد و خسته». یک ابرو کنار پاراگراف باز می‌کنم:

هیچ‌چیز زخم‌زننده‌تر از
صدایِ نیست
نیست
گوش‌هایم
تهی شده است.

+ 5

چای‌خانه محافظه‌کار

نگاهی به مجموعه شعر «در تنهایی چای»، سروده‌ی بهار محمدی
مجتبا پورمحسن
مجله آسمان،‌شماره 46

آیا «در تنهایی چای» مجموعه شعر است؟ یعنی مجموعه‌ی چند شعر است؟ یا یک شعر تکه‌تکه شده است؟ به نظر می‌‌رسد «تنهایی چای» را باید یک شعر بلند دانست که در هشتاد و چند بند سروده شده است. چون شعرها در عین تفاوت‌هایی که با هم دارند، ‌از ساختار بنیادین مشترکی برخوردارند. اما وقتی شاعر خود شعرها را به صورت مجموعه شعر منتشر کرده؛ بهتر است با همین پیش فرض کتاب «در تنهایی چای» را بخوانیم. این شعرها سه فرم دارند. دسته‌ای از شعرها، فرم گزاره‌های خبری را دارند. شاعر در این نوع فرم «خبر» می‌دهد، اگرچه خوشبختانه بهار محمدی در همین مرحله از این فرم باقی می‌ماند و «بشارت» نمی‌دهد. البته فضای شعرها در این زمینه به شاعر کمک کرده. چون کلا با ماتریال چای و قند و قوری سخت است که کسی «بشارت» بدهد و خوشبختانه شاعر مجموعه شعر «در تنهایی چای» این کار سخت ناخوشایند را مرتکب نشده است. اما فرم خبری عمق را از آن دسته از شعرهای کتاب که در این فرم نوشته شده‌اند، می‌کاهد. این شعرها در فرم خبری سروده‌ شده‌اند که البته بیشتر خبری – توصیفی هستند. یعنی وضعیتی را توصیف می‌کنند که اگرچه «تصویری» به نظر می‌رسند، اما خبری توصیفی هستند، چون قرار است توصیف شاعر چیزی به مخاطب بگوید. این شعرها خیلی به دل نمی‌نشیند، دست شاعر برای مخاطب گشوده است. اتفاقا قرار نیست شاعر تردستی کند یا دستش را بسته نگه دارد. اما یکی از ویژگی‌های این فرم،‌ حضور شاعر به عنوان من «دانا» است که قرار است از توی کلاهش،‌ خرگوش دربیاورد. خوب است که بهار محمدی در شعرهایی که در این فرم سروده، ناخواسته به فیلسوف بشارت‌دهنده تبدیل نشده، اما این اجتناب، فقط منجر به خلق شعرهایی معمولی شده است. دسته‌ا‌ی از شعرهای مجموعه «در تنهایی چای» شعرهای ایماژیستی هستند. شاعر کوشیده در این شعرها تصاویر بکری از یک موقعیت ارائه کند.
«لیوانی چای / پشت پنجره / تنهایی سوسو می‌زند» (صفحه‌ی ۳۵)
«اشارت‌ها در کافه / چای داغ / خیال داغ» (صفحه‌ی ۶۸)
«چای سیاه / انعکاس تصویر شب / بی‌ماه‌اش.» (صفحه‌ی ۴۹)
البته در بعضی از شعرهای محمدی که فرمی تصویری دارند، ‌تصاویر انتزاعی هستند:
«اشک‌های‌شان خشک شده / تفاله‌ها / کلماتِ از دست رفته» (صفحه‌ی ۷۳)
«قوری / معصومیت لبخندی پنهان / در موج نرم بخار» (صفحه‌ی ۸۵)
ایماژ بخش جداناپذیری از هنر است. نمی‌توان اثری هنری یافت که ایماژ نداشته باشد، ممکن است ایماژ شکل متفاوتی داشته باشد، ولی به هرحال ایماژ است. اما در جهان مدرن حتا هنرهای تصویری نیز کارکردی متفاوت از «تصویرنگاری» یافته‌اند.ممکن است شعری سرشار از تصویر باشد،‌اما ایماژیستی نباشد. در شعر ایماژیستی، نقطه‌ی قوت شاعر قریحه‌ی کشف است. اما شعر سال‌هاست کارکرد کشف را به گنج‌یابان جهان امروزی واگذار کرده است. شعر، امروز فریبایی مفهوم بازنمایی را مخدوش کرده و مستقیما خلق می‌کند. بهار محمدی در مجموعه‌ی «در تنهایی چای» چند شعر دارد که در این فرم سروده شده‌اند.
«نبات/ دلش می‌رود / در چای» (صفحه ی ۴۳)
«چای / دق کرد / تلخ شد» (صفحه‌ی ۴۷)
«می‌خندی / چای / سرریز می‌شود / از قوری» (صفحه‌ی ۱۷)
«نام دیگر رفتن است / چای / از دهان که می‌افتد.» (صفحه‌ی ۳۲)
«پرسه‌های شبانه / با تو همراه نشد / با چای به سر می‌شود» (صفحه‌ی ۲۹)
در این شعرها می‌توان شاعرانگی را به خوبی دید. شاعر از شگردهایی همچون این‌همانی استفاده کرده؛ خود جزئی از چای شده، تسلیم جهان چای شده است. اگر تعداد این نوع شعرها در کتاب «در تنهایی چای» کم است دلیل‌اش این است که شاعر محافظه‌کاری کرده و می‌خواهد تسلط‌اش را بر جهانی که از آن می‌گوید حفظ کند، اما شعرها زمانی خوب می‌شوند، که شاعر خود در جهانی که می‌خواهد خلق کند غرق شود و بی‌محابا از درون به آن بتازد. کوتاه بودن شعرها هرچند شعرهای خبری – توصیفی و ایماژیستی کتاب را از پرگویی برکنار نگه داشته‌، اما در شعرهای خوب کتاب به کار لطمه زده است. این شعرها جرقه‌هایی از شعرهای خوبی می‌توانند باشند که به بار بنشینند،‌ اگر و تنها اگر شاعر بر ترس خود از جهان شعر غلبه کند.