دنیا به آخر رسیده است
ناپدری مستِ بیرحمی شده، سیگارش را که آتش میزند، دختر هراسان میشود. بدناش جاسیگاری پدر میشود، پاها، دستها و صورت. زجر میکشد، و دنیا به آخر میرسد. داغهای تن، خشونتهای یک مالیخولیایی را به نمایش میگذارد. گویی پدر از قبیله آدمخواران است. دختر شلاق میخورد به جای غذا، درد میکشد، و دنیا به آخر میرسد. تنِ دختر، مجالی برای حیوانیتِ پدر شده؛ شکنجههایی که خود نیز تاب تحملاش را ندارد. ضربههای مرگبار، تن نحیفاش را خرد میکند، درد میپیچد در چشمانش، و دنیا به آخر میرسد. تن به ستوه میآید از این شکنجههای زجرآور، کبود، شکسته و ناتوان میشود. و دنیا به آخر میرسد. پلکهای کبود، از نکبتِ زندگیای میگوید که در آن انسانیت به حقارت رفته است. گویی دختر عیارِ بیارزشیست برای آزمون ِشقاوتهای هولناک این زندگی. گویی دنیا به آخر رسیده است.
خبر: شکنجه دختر 8 ساله تا حد مرگ
تصاویرِ بیرحمیِ یک حیوان
لمس ِ نفرین
زبالهها، نفرینهای آدمیاناند برای زمین
که گاه سرنوشتِ ناتوانها میشوند
و زندگیشان
روزیشان
ادامهی پاهایشان
منبع عکس