شعر


مجموعه شعر، انتشارات بوتیمار، 1391



بایگانی


جست‌وجو

حقوق

Image: Intuitivmedia
Powered by: Movable Type 3.2




29

به سی که نزدیک می‌شوی، هولی می‌آید یقه‌ات را می‌گیرد، خودت را جمع و جور می‌کنی تا ببینی چه به دست آورده‌ای، چه در چنته داری. تامل می‌کنی به روزها و سال‌های رفته. دستی می‌کشی به سر و روی دهه‌ای که گذشت. و مباد روزی و روزهایی که به یغما رفته باشد یا آویزان حسرت و درد باشد.
انرژی‌ای می‌رود در پاهایت، خونی تازه می‌دود در رگ‌هایت، تا کمی از انباشته‌هایِ ایده‌آل‌ِ زندگی‌ات را به ثمر برسانی. و من حالا اینگونه‌ام.

1390

درهای سال باز می‌شود
همچون درهای زبان.
بر قلمرو ناشناخته‌ها
دیشب با من به زبان آوردی:
- فردا
باید نشانه‌ای اندیشید
دورنمایی ترسیم کرد
طرحی افکند
بر صفحه‌ی مضاعف روز و
کاغذ.
فردا می‌باید
دیگر باز
واقعیت این جهان را بازآفرید.
(اکتاویو پاز، ترجمه احمد شاملو)

طبیعت دارد نو می‌شود و نباید از همچو تلخی‌هایی گفت. نباید گفت، تا بگذرند و دفن شوند در جهان خودشان، در روزهای خودشان. تقویم را که کنار بگذاری، همه چیز تمام می‌شود. تقویم نو می‌آید، و روزهایی نو. باید طرحی نو بیافرینیم برای خودمان و دیگران.
کاش سال 90 بیشتر همدیگر را دوست بداریم، و فاصله‌مان از انسانیت و اخلاق دورتر و دورتر نشود. کاش بیشتر همدل شویم.
سال نو، مبارک :)

عمومی/خصوصی

ایران، جایی‌ست که حوزه عمومی‌اش را تخریب می‌کنند و حوزه خصوصیِ افراد را، تنها برای سرگرمیِ مردم‌اش، به عمومیت می‌گذارند.

در گذر تاریخ؛ از سینما

از اوایل دهه شصت معدودی از افراد مذهبی – سیاسی که طی سال‌های پیش از انقلاب در زمینه‌های هنری فعالیت داشتند به دو گروه اصلی تقسیم شدند. در گروه اول افراد وابسته به «حسینیه ارشاد» حضور داشتند که اکثر آن‌ها از شاگردان و هواداران دکتر علی شریعتی بودند. افراد صاحب‌نام این گروه که عموما در زمینه‌های هنری یا رشته‌های وابسته فعالیت کرده بودند، عبارت بودند از: میرحسین موسوی، سیدمحمد بهشتی، محمدعلی نجفی، سیدمصطفی هاشمی طبا و زهرا رهنورد. آن‌ها با هنر غربی آشنایی داشتند و در سال‌های آخر حکومت پهلوی در برخی مساجد کلاس‌های آموزش دین و سرود برگزار می‌کردند که شامل نمایش فیلم و برپایی جلسات آموزش ایدئولوژیک بود. در گروه دوم افرادی با بافت سنتی حضور داشتند که فاقد تحصیلات دانشگاهی گروه اول بودند. آن‌ها که فاقد انعطاف‌پذیری گروه اول بودند بر حفظ احکام دینی در زمینه‌های هنری پای می‌فشردند و تلاش فراوانی به خرج می‌دادند تا به سینمای مذهبی با مفاهیم ناب اسلام دست یابند. گروه اول برای مدت کوتاهی پس از انقلاب در تلویزیون فعالیت کردند و سپس به وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی رفتند و در قالب «بنیاد سینمایی فارابی» از سال 1362 دیدگاه‌هایشان را به مرحله اجرا درآوردند. گروه دوم «حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی» را بنا نهادند و سعی کردند مفاهیم ایدئولوژیک‌شان را با زبان سینما تبیین کنند. انگاره‌ها، دیدگاه‌ها و روش متفاوت این دو جریان فرهنگی طی سال‌های بعد در سینما به مهم‌ترین درگیری فرهنگی سیاسی کشور بدل شد.

«حمیدرضا صدر، درآمدی بر تاریخ سیاسی سینمای ایران، تهران: نشر نی، 1381»

از آرامشِ گم شده در شهر. 2

یا: لبِ بی‌جون پسر، شعر پر خون پدر

صبح‌ها، مشکوک و مضطرب، از کنار ماشین‌های پارک شده در کوچه رد می‌شوم و هر بار منتظر انفجار بمبی هستم. کوچه که تمام شد، خوشحال می‌شوم که محله ما آدم مهمی ندارد.

+