شعر


مجموعه شعر، انتشارات بوتیمار، 1391



بایگانی


جست‌وجو

حقوق

Image: Intuitivmedia
Powered by: Movable Type 3.2




Desert Storm Cards

کسی Trading Card هایی که زمان جنگ عراق و کویت پخش شده بود، داره؟ اسمشون Desert Storm، واسه سال 1991 و سه ست کامله. این‌وری‌ها، اون‌وری‌ها، اگر دارین ممنون میشم بهم خبر بدین. واسه تحلیل نشانه‌شناسی درس متدولوژی‌ام می‌خوام.

بخند

میم عزیز!
می‌دانم که باید سکوت کنم. اما دیگر این واژه‌ها تاب زندانی شدن ندارند، باید رها شوند تا آرام گیرند. واژه‌ها تنها از تو می‌خواهند که بخندی. حیف است شادمانی‌هایی که انسان را سرشار از بودن می‌کند، در اندرونی‌ دلت خانه کند. حیف است زلالی چشمانت را با غبار بپوشانی تا مبادا دیده شوند. حیف است خنده‌های بی‌محابایت را به دار بکشی تا مبادا شنیده شوند. خودت را نشان بده، پشت پرده‌های پُر از مه، پنهان نشو.
میم عزیز!
اگر کسی برای به آغوش کشیدن خنده‌هایت نبود، خودت که هستی. برو جلوی آینه، به چشمانت خیره نگاه کن و بخند. ببین چه زلالی ِ زیبا و شور و شوقی کودکانه در آن موج می‌زند. ببین چشمانت چه سرشار از بودن و زندگی ناب می‌شود. ببین این پریشانی ِ بی‌مثالِ چشمانت را. بگذار سرگشتگی ِ خنده‌هایت دل ِ جهان را بلرزاند. بخند و بگذار آدمیان در خُنکایِ چشمانت، دلارام شوند.
میم عزیز!
پشت تاریکی‌ها، غم‌ها، اخم‌ها و آن خطوط عمودی و افقی پیشانی‌ات پنهان نشو. دنیا را، اطرافیانت را و خودت را از این نعمت چشمانت و خنده‌هایت محروم نکن. بخند و سرمستانه زندگی کن. فراموش نکن، این را واژه‌ها از تو می‌خواهند: بخند، بخند تا آدمیان در نگاهت، در چشمانت بخت بگشایند.


بدرود
اگنس
بیست و دوم آذر هشتاد و هفت

آدم‌هایِ خوبِ زندگی‌ام

پی ِ چیزی می‌گردم که نهایت قدردانی‌ام را نشان دهد. اما وقتی جمله‌های خوب جای دگر زاده شده‌اند، نباید واژه‌ها را به جان هم انداخت؛ فقط باید به احترام سادگی‌شان سکوت کرد و بیان‌شان کرد:
«سپاسگزاری، رسم قشنگیست که من همیشه دوستش داشته‌ام و هر بار که آدم‌های خوب زندگی‌ام به من خوبی کنند با تمام بی‌توقعی‌هایشان، به جاست که من سر کج کنم... و به تمام آنهایی که بخشی از زندگیم هستند بگویم که خوشرنگی خوبی‌شان تا گچ دیوار دلم فرو رفته است ... مثل هر بار».
ممنونم خانم دکتر عزیز، که مثل همیشه که نیازتان دارم با تمام گرفتاری‌ها، بی‌وقتی‌ها و سرشلوغی‌هایتان هستید و می‌شنوید. و ممنون نگین عزیزم، که همراهی می‌کنی حرف‌ها، دلتنگی‌ها و بچگی‌هایم را تا بلکه آرام شوم.

چو دریا دُر فشان، از جوش منشین*

می‌گویم دیگر دست و دلم به نوشتن از عکس‌ها نمی‌رود؛ او که نیست، عکس‌نوشته‌هایم را نشان که بدهم. می‌گویم انگار نمی‌شود وارد دنیای عکس شوم و قرار هم نیست که بشود... و حالا انگار یک رگ حیات من که علاقه زیاد به عکاسی است، دارد می‌خشکد. می‌گوید عاشق باش و جهان را مثل او ببین.
حالا می‌خواهم دیوانگی کنم، فریاد بزنم، بی‌خیال نداشته‌های دنیا شوم، بنویسم و ثبت کنم.


* میرزا نصیر اصفهانی
فلک را جور بی‌اندازه گشتست. دوستش دارم

واژه‌ها

یکی از علاقه‌مندی‌هایم این است که در مورد کلمات، حروف و به طور واضح‌تر درباره نام‌ها با دوستانم صحبت کنم. و بسیار هم اتفاق افتاده با چنان شور و شعفی از این دنیای کلماتِ پر از موسیقی و بو چیزهایی بگویم و شنونده واکنش زیادی نشان ندهد. در واقع نمی‌تواند بفهمد چرا من از این غرق شدن در دنیای واژه‌‌ها/واژ‌ها لذت می‌برم.
دیروز وقتی داشتم با شور و شوق، برای نگین و بهاره از کلمات می‌گفتم و تمام تلاشم را می‌کردم که بگویم فلان کلمه برای من چه صدایی دارد، تصدیق کردند که کلمات برای من موسیقی دارند. کلمات همه برای من موسیقی‌ای دارند که اغلب از توصیف این صداها برای دیگری عاجزم، فقط صداهایی که نمود عینی دارند و برای شنونده ملموس است درک می‌شود، اما مثلا اگر می‌شد این احساسم از کلمات را با رنگ یا چیز دیگری که نمود بیشتری دارد بیان کنم حتما شنونده بهتر می‌فهمید.
برای همین است که من از کشف کلمات بسیار لذت می‌برم، همانقدر که از کشف عطرها و بوهای مختلف. کلمات را بارها تکرار می‌کنم و نواهایی می‌شنوم که برایم بسیار لذتبخش است. مثلا وقتی می‌گویم «بارت» نوایی با صدای ویلن‌سل دارد با طنین محکم و با صلابت. «آکوآمارین» و «اون‌تورین» هم حتما هم‌نوایی ویلن‌سل و پیانو دارند اما نت‌هایشان را نمی‌توانم بیان کنم. و برای همین هم است که وقتی می‌گویم «آبی زنگاره‌ای» و چندین بار تکرارش می‌کنم آرام می‌شوم، چون موسیقی‌اش مرا آرام می‌کند. برای همین است که به آدم‌هایی بیشتر نزدیک می‌شوم که بیانِ نام‌شان حتما موسیقی لذتبخشی برایم داشته باشد. بعضی از کلمات هم برایم بوهایی دارند که البته بهتر می‌توانم توضیح‌اش دهم.
هوم! دوست دارم بیشتر دراین باره صحبت کنم. خوب می‌شد اگر راه‌هایی پیدا می‌کردم تا شما هم موسیقی و بوهای کلمات را بشنوید و بفهمید.


پ.ن. قبلا نیما چیزهایی از حس‌آمیزی گفته بود، اینجا!