روشنفکری
هزارتوی بیست و سوم با موضوع «روشنفکری» منتشر شد.
«در خاطر رندان» متنی است که برای این شماره نوشتهام: « گویند منورزادهای پریشانموی و درشتگوی با حافظهای زایدالوصف، که با هر طلوع آفتاب قرار از کف بداده و بانگ همی برمیآورد که «خدا مرده است!» معتکف کافهای شده و به قال مقال مشغول...»
بارکُد
بیآنکه کمی درگیر خیالات شوم، دنیا را غرق ِ در انسانهای بارکُدی میبینم: کارتهای اعتباری، کد اشتراکهای آژانسها و رستورانها، کارتهای حضور و غیاب و ... در نهایت کد ملی: یک دارایی مشترک و بیبدیل. طرح هویت انسانها با شمارههایی مدرج و انحصاری، وضعیتی که هر کس و هر چیز یک شماره سریال دارد، انسانهای یکبعدی، رقمی، انسانهایی که میتوانند جعل شوند، انسانهای ناپایدار با خودهایی به حاشیه رفته، انسانهایی انضمامی، وضعیتی که اندرسون برای آن از استعارهی «خانهی شیشهای» استفاده میکند.