bahar.mohamadi@gmail.com


لینکدونی


پيوندها
قصه‌های عامه‌پسند*
زاویه دید*
پارسی‌خوان*
ناتور*
سرای بی‌کسی*
میرزا پیکوفسکی*
سام جوانروح*
A Man Called Old Fashion*
ضدخاطرات*
نیما دارابی*
لحظه*
راز*
ترجمه
فل‌سفه
هادی‌نامه
سر هرمس مارانا
مانا
خبرنگار
مداد سیاه
تبارشناسی پاییز مه‌آلود
مامهر
روزنامه‌نگار نو
نقطه الف
قصه نگفته ماند
یک پزشک
کافه ناصری
ویان
توکای مقدس
... و غیره
تنها اگر دمی
کیبرد آزاد
کتاب‌های عامه‌پسند
دیهور
زن‌نوشت
پاگرد
کسوف
چرک‌نویس
Neverland
دازاین
دات
صفر
مسعود بهنود
MooShot
خارج از زندگی
شبکه تار عنکبوتی رنگین
خواب زمستانی
از زندگی
یک سبد آواز نو
شیوا مقانلو
ویدا
یک ذهن زیبا
یغورت
جامعه‌شناسی و زندگی روزمره
اخبار ارتباطات
فاوا
داداشی و من
پرگار
لگوماهی
قاصدک*
PiXEL
عکاسی
رخداد
اثرات تجسمی نقطه الف
نشانه
نقد فرهنگ
رو در رو
روابط عمومی کاربردی
ژرفا
کافه سایبر
مریم فخیمی
نقطه ته خط
قطعه گمشده
علی امیرمؤید
Not necessarily about everything...
ابر آبی
کارگاه
سخن
رسانه‌های اروپا، آمریکا، آسیا
British Newspapers
روابط عمومی الکترونیک
Second Self
یادداشت‌های یک معترض
عروسک کوکی
الپر
زامره
پایگاه اطلاع‌رسانی علوم ارتباطات ایران
B A R A K A
درباره نشانه
دکتر سعیدرضا عاملی
افشین

Powered by
BlogRolling


بایگانی


جستجو

آگهی




حقوق

باواریا

مثل سکوتِ کرکننده است، اگر نجنبی فروكش نمی‌کند. رخنه می‌کند در لحظه‌ها، کلمات، نواها و اعماق نگاه، اگر نجنبی شب‌های شناور می‌شود در زندگی‌ ات. آن‌وقت هی لک و لک می‌کنی تا به پایان برسد زندگی‌ات. مثل زندگی‌ای آویزان با لبخند: شکوهی ابلهانه یا بدل‌هایی ناشیانه. نرخِ دیر رسیده‌ی زندگی‌ات را که فهمیدی، باید رها کنی تسلسل سردرگمی را. بروی دنبال فراز و فرودهای بقیه‌ی کلمات، لحظه‌ها را ثبت کنی و خلق‌شان کنی در تاریک‌خانه‌ای.


پ.ن. دیگر کار در مطبوعات را دوست ندارم و محیط‌اش را و زندگی کردن با اگرها را.

معاف از چه؟

و از دیگر مشکلات TSها چگونگی معافیت از سربازی است. دوجنسیتی‌ها را با تبصره‌ی بیماران اعصاب و روان معاف می‌کنند. تصور کنید دانشجوی مستعدی را که _از بهترین‌ها در یکی از رشته‌های فنی است_ باید در صفی بایستد که بیماران روانی ایستاده‌اند؛ کسانی که واقعاً مشکل روان دارند و با کمک پدر یا مادرشان در آن صف کنترل می‌شوند. نتیجه‌اش این‌که آنها بعد از معافیت به هر اداره‌ای برای کار سر بزنند مطمئناً به دلیل قید کردن همان بند در کارت معافیت، پذیرفته نخواهند شد.
نمی‌دانم چرا نظام وظیفه یا هر مرجع مربوط به آن، افراد آگاهی را مسئول بازبینی قوانین پر از ایرادشان نمی‌کند، یا چرا قول‌هایی که مسئولان رده بالا در این مورد داده‌اند به عمل درنمی‌آید. و البته خیلی دلم می‌خواهد بدانم آن پزشکانی که در نظام وظیفه هستند چه درسی خوانده‌اند که بیماران روانی را از بیمارانی که مشکل جسمی دارند تشخیص نمی‌دهند!