|
مانکن ِ زن ِ بدون چهره: انداموارهای بدون هویت
اگر به مانکنهای زن پشت ویترینها دقت کرده باشید، یا بدون سر هستند و فقط تنه دارند، یا یک چهارم صورت را دارند آن هم با رنگ سیاه که از چانه شروع شده و با خطی اریب، تقریباً تا گونه میرود. با خانم محبوبه عرفانی _ طراح لباسهای مهمانداری ایران ایرتور _ که درباره وضعیت مانکنها صحبت میکردم، میگفت اماکن ابتدا ایراد گرفت که مانکنها نباید سر داشته باشند، حالا هم چند روزی است که تمام مانکنهای زن را جمع کردهاند، البته در مشهد و چند شهرستان دیگر.
نمیدانم در تهران طرح جمع آوری مانکنهای زن با چه وسعتی انجام شده، اصلاً انجام شده یا نه. اما دیروز در گشت و گذارهایم در پاساژهای تجریش و بعد هم هفتحوض مانکنهای بدون چهره هنوز هم حضور داشتند.
چند روز پیش که در کارگاه گشت و گذار میکردم، عکسهای مهدی منعم را از شهرستان بانه دیدم و مانکن لباس عروسی که چهرهای آرایش کرده دارد، با زر و زیور. مدتهاست مانکنهای لباس عروس را در تهران بدون چهره میبینم.
شمعی روشن کنیم ، برای صلح
دیگر چیزی نمیخواهم ...
دیگر چیزی نمیخواهم
مگر صدای نجوایی
که چیزی بگوید پنهان
پنهان کند سکوت مرا
مثل زمین گورستان
که چیزی نمیخواهد
مگر صدای خشخش برگی از باد
(شهاب مقربین. کنار جادهی بنفش کودکیام را دیدم)
در و رسوایی
راندن اتومبیل در خیابان علاوه بر آفرینش قدرتی سرشار، فضایی خصوصی در فضای عمومی به وجود میآورد و آنچه که فضای داخل اتومبیل را از محیط بیرون جدا میکند، بدنه و درها است. درهایی ایمن و ایمنتر، فضایی امن و امنتر به وجود میآورد. در که کنده شود، اتومبیل تمام ایمنیاش را از دست میدهد. برای من اتومبیل بدون در _ به خصوص در سمت راننده _ همچون مردی میماند که با کت و شلوارک در مکانی رسمی حاضر میشود. گویی اتومبیل بدون در، رسوایی میآفریند.
هفته ای که گذشت
1. از خانهی هنرمندان و روشنفکرنماهایاش بدم میآید. از کافهاش و بحثهایی که در میان دود سیگارها گنگ میماند و کلمههای انگلیسی ای که بین اش میپرانند، از ژستهایی که با سیگار میگیرند و چشمهایی که خمار میکنند. از تمام این ادا و اطوارها بدم میآید.
2. باور کردهام، ایران مثل جهان هگلی میماند.
3. تبلیغ کفش ملی را در روز مادر شنیدهاید؟
«روزت مبارک مادرم... عزیزی خیلی، با کفش ملی» وقتی میشنوم اش احساس خفگی میکنم.
4. نمایشگاه «زنان سرزمین من» را دیدهاید؟
زنی سرتاسر مشکی با روبند یا پوشیه، مدل چادر عربی، لباسها نه ترکیب رنگ خوبی دارند و نه ابتکاری در دوخت و طراحیشان به کار رفته. فقط چند مانکن چهرهی خوبی دارند. شاید ابتکارشان این باشد که این بار در اجرای شوها، آقایان هم حضور داشتهاند. این نمایشگاه از طرف امور بانوان استانداری تهران به سرپرستی فرحناز قندفروش _ مشاور وزیر در امور خانواده و جوانان_ برگزار شده. جالب است که خانم قندفروش ادعا کرده که کیفیت شوهای لباس ما با شوهای مدرن لباس اروپا هیچ تفاوتی ندارد و البته اشاره کرده که تمام هماهنگیها، دوخت لباسها، آماده کردن محل برگزاری و غیره فقط دو هفته زمان برده. اینجا عکسهای ساتیار امامی را ببینید.
5. پرسیده چرا مثل سابق وبلاگ نمینویسی. برایش مینویسم روزهی سکوت گرفتهام، زیرا سکوت بهترین راه کشتن احساس است. نمیگذارم بخواند، پاک اش میکنم.
فاطمه میگوید از کنار حافظیه برایم فال حافظ گرفته، برایش مینویسم من شعرهای حافظ را باور ندارم. نمیگذارم بخواند، پاک اش میکنم. مطلع اش را که مینویسد، مینویسم «ستایش نگاه» چیزیست که در زندگیام گم شده. نمیگذارم بخواند، پاک اش میکنم.
گزارشی از وضعیت دوجنسیها
محسن که تا بیست سالگی دختر بوده، در مورد زندگی پس از عملاش میگوید: «در تمام مدت تغییر و تحولات خانواده و دوستانم به شدت حمایتام کردند، هم از نظر مالی و هم روحی. اما سربازی رفتن خیلی سخت است. زمانی که به زور تهدید بخواهند به تو تجاوز کنند و باید مقابله کنی و صدایت درنیاید. بعد از آن دیگر مشکلی نداشتهام، اما کسانی را میشناسم که مشکلات زیادی دارند از نپذیرفتن خانواده و طرد شدن بگیرید تا مشکلات مالی و تمسخرهای افراد جامعه. دولت باید از دختران و پسران چه قبل از عمل و چه بعد از آن حمایت کند حمایت مالی، روانی و امنیتی.» او میگوید بارها شنیده که پلیس افرادی مانند او را دستگير میکند.
دوجنسیتیها نه تنها از بیاعتنایی و انزوا، بلکه از حملات فیزیکی و تعرضهای جنسی رنج میبرند و نیاز مبرمی به حمایتهای حقوقی و قضایی دارند.
گزارش کامل را میتوانید اینجا بخوانید.
فرهنگ زندانیان
بررسی و شناخت از زندان و زندانیان به خصوص زمانی برایام جالب شد که دکتر پیران از کلاسهای آسیبشناسی که در زندان برگزار می کرده، گفت. تجزبهی بینظیری است برگزاری اینگونه کلاسها. از اصطلاحاتی که در زندان رایج بود گفت، مثلاً «خالی بند» به نگهبان، درجهدار و افرادی از این قبیل گفته میشود که در بند برای ترساندن زندانیان و حفاظت خود یا برقراری آرامش میخواهد از اسلحه کمری استفاده کند، از طرفی به دلیل ترس از حملهور شدن زندانیان و برداشتن اسلحه، قلاف اسلحه را خالی میبندد.
با دوستی در این مورد صحبت میکردم، میگفت روابط بین زندانیان مربوط به فرد یا افراد خاصی نیست، انگار که یک نظام به وجود آمده که افراد نمیتوانند با آن مقابله کنند و به مرور استقلال خود را نسبت به آن نظام و ساخت از دست میدهند. رفتارهای مشابهی که از افراد درون زندان میبینیم، تلاش ناخودآگاهانهی زندانیان برای سازگار کردن خود با ساخت و نظام زندان است.
در زندان زنان، حرفهایها، واسطهها و تشکیلدهندگان خانه فساد از نظر مادی وضعیت خوبی دارند، زیورآلات زیادی به خود میآویزند و معمولاً زنان جوان و زیبا را برای همکاری در خارج از زندان شکار میکنند. اما زنانی که جرمهایی مثل رابطه نامشروع، زنای با محارم و مانند این دارند، به علت طرد شدن از خانواده بدون ملاقاتی هستند، اگر میزان محکومیتشان کم باشد به آنها در زندان کار داده نمیشود و وضعیت مادی خوبی ندارند.
از نظر ظاهری کسانی که فرهنگ بالایی دارند تقریباً خود را منطبق با الگوهای غربی میکنند و افراد شیکپوش زندان هستند. کسانی که فرهنگ پایین دارند در صورتی که به لوازم آرایش دسترسی پیدا کنند به طور زننده، غیرمعمول و با رنگهای تند خود را آرایش میکنند و ظاهر نامرتبی هم دارند.
جذب و کسب قدرت در زندان هم وجود دارد، در زندان مردان گروهی قدرت را در دست دارند و هدفشان جذب زندانیهای بیسابقه است. بعد از آزادی هم سعی میکنند گروه را حفظ کنند و به خلاف دسته جمعی بپردازند.
اصطلاحات هم زیاد است و دسته بندی میشود، مثلاً اصطلاحاتی در مورد مسائل جنسی زندانیان، اصطلاحاتی برای هشدار دادن و آگاه کردن زندانیان خودی از حضور مامورین و خبرچینها، اصطلاحاتی در مورد اشیاء و لوازم که به صورت رمز و نشانه ادا میشود و همینطور عناوینی که زندانیان در رابطه با جرم و سابقهشان به یکدیگر میدهند.
سبز و سفید و قرمز
مهم نیست چه رنگی باشه، مهم اینه که رنگِ ما باشه
رنگ پرچم ایران؟ نه! حمایت از ایتالیا و خوشحالی از اول شدناش است؟ نه! تبلیغیست از رنگ الوان.
دوجنسیتیها عامل ناامنی نیستند
1
آنا، دوستم، تعریف میکرد روزی که برای خرید عروسی رفته بودند، دیده _ گوشهی یک پاساژ جایی که زیاد در معرض دید نبوده_ دو تاپسر به سرعت آرایش غلیظی میکنند، از وسیلهای برای برجستگی سینهشان استفاده کرده و لباس دخترانه به تن میکنند و میروند. وقتی به اینجا رسید، من فکر کردم حتماً آنها دوجنسیتی یا همجنسگرا بودن. آنا، این موقع حس ژورنالیستیاش گل میکنه و با شوهرش دنبالشون رو تا دادن خبر به 110 و غیره میگیرند و میفهمند که آنها پسر هستند. پسرهای واقعی و نه دوجنسی که برای پیدا کردن طعمه کنار خیابان میایستند و راننده هم به هوای دختر آنها را سوار میکند و بعد در یک فرصت مقتضی از راننده به روشهای مختلف اخاذی میکنند.
رانندگانی که به دنبال طعمه هستند حواسشان باشد خودشان طعمه نشوند. یادتان باشد این افراد دوجنسی نیستند، این راه جدید اخاذی است.
2
فؤاد، در یادداشتی از برخورد مردم با یک فرد دوجنسیتی، در میدان ونک گفته: «جماعتی جمع شده بودند و او را هو میکردند و مسخره و الفاظ رکیک به کار میبردند جمعیتی حدود۱۰۰ ۲۰۰ نفری میشدند در آن وقت شب! و او هم خشمناک فحش میداد و سنگ میزد. ماشین نظامی آمد روی درش نوشته بود دژبان مرکز! اما هیچ کاری نکرد و تنها نظارهای کردند و لبخندی زدند و رفتند. یک آقا ۲۵ ۲۶ ساله در تلاش بود که با ۱۱۰ تماس بگیرد اما موبایلش آنتن نمیداد. من بهتزده به این جماعت که همچنان مشغول هو کردن و مسخره کردن بودند نگاه میکردم. پژو ای ایستاد تا فرد بیچاره را سوار کند اما جماعت که سوژه تفریح شبانه و خالی کردن عقدههای حقارت و جنسی خود را به این راحتی ها نمیخواستند از دست بدهند بر سر پژو سوار بیچاره ریختند و ...»
3
سردار طلایی حضور دوجنسيتيها را در سطح شهر و برخي پاركهاي تهران یکی از عوامل ناامنی میداند و معتقد است كه بايد راهكارهايي براي ساماندهي اين افراد اتخاذ شود.
چرا این افراد یکی از عوامل «ناامنی» هستند، اینها ایجاد ناامنی میکنند یا پلیس ما نمیتواند برای آنها امنیت ایجاد کند؟ منظور از ساماندهی چیست؟ مگر این افراد بزهکار، معتاد و چیزهایی از این دست هستند و چه راهکاری میخواهند در پیش بگیرند، نکند همچون طرح جمع آوری متکدیان باشد؟
4
هرمافروديسم نوعی تغییرشکل است كه در دوران تكامل جنين بهوجود ميآيد و باعث تغييرات هورموني، جنسي و گاهي تغييرات ژنتيك و كروموزومي میشود. توجه داشته باشید که دوجنسیتی نوعی بیماری است، همانطور که شخصی نارسایی قلبی یا بیماری کلیوی دارد. دوجنسیها با همجنسگراها فرق دارند. حالا که در ایران عملهای جراحی دوجنسیتیها پیشرفت داشته، بهتر است به آموزش مردم و فرهنگسازی بپردازیم، صدا و سیما، مطبوعات و دستگاههایی از این قبیل نقش چشمگیری در ارائه اطلاعات و فرهنگسازی دارند.
دارم گزارشی در مورد دوجنسیتیها مینویسم. به نتایج جالب توجهی رسیدهام، برای اینکه گزارشام نسوزد فعلاً به همینقدر بسنده میکنم. اما به زودی اینجا میگذارماش.
عرصه عمومی و رویکرد استراتژیک
بحثی که در جلسهی توسعه گفتمان کلان شهرها، بیش از همه برایم جذاب است، پرداختن به عرصه عمومی، برقراری ارتباط، هویت و توجه بسیار به کیفیت محیط توسط رویکرد استراتژیک است.
برقراری ارتباط مانند ارتباط فضای سبز و باز با یکدیگر، ارتباط بصری مابین مردم و عناصر سازمان فضای شهری و خوانایی آنها، مسیر پیاده و کانونهای خدمات توسط فشردهسازی، خواناسازی کانونهای فعالیت توسط ابنیهی بلندمرتبه، خواناسازی خط آسمان توسط مجتمعهای ارتفاعی و حفظ ارتقاء رویدادهای بصری، هویتبخشی به منظر شهر، تدوین راهنمای طرح شهری، در میان گذاشتن چشماندازها با مردم؛ اینها همه نشاندهندهی توجه به شهروندان و کیفیت زندگی آنهاست.
در اهداف استراتژیک طراحی شهری نیز به شدت بر شهروندان تأکید میشود مثلاً ارتقاء کیفیت عرصه عمومی و محیط شهری، ارتقاء تجربه شهروندان از نظم فضای شهر، ارتقاء هویت غالب مسکن و سیمای شهری و ایجاد یک چشمانداز مشترک مابین دستگاههای اجرایی بخش خصوصی، و برای مدیریت و رسیدن به این اهداف هم به مشارکت مردم نیاز است.
ما در تهران عرصه عمومی نداریم زیرا طراحی شهری نداریم، یعنی پارک، خیابان و خانه داریم ولی جایی که اینها را به هم مرتبط کند نداریم، جایی که به مردم اجازه بدهد قسمتی از شهر را به عنوان جای نشیمن قرار بدهند و با هم بحث و گفتگو کنند، جایی به غیر از پارک و همچنین بحث پیاده روی شهری نیز باید مورد توجه قرار بگیرد.
به قدرت تبلیغات ایمان بیاوریم
تبلیغات رکن اساسی بازاریابی است، نزدیکترین عرصهی فعالیت هنر و تجارت در عرصهی تبلیغات صورت میگیرد. دانش تبلیغات با دانشهای جامعهشناسی، روانشناسی، اقتصاد و ادبیات پیوستگی زیادی دارد، از هنرهای زیادی نظیر نقاشی، طراحی، موسیقی و غیره استفاده کرده و کیفیت کالا و خدمات را به نحوی جهتدار تعیین میکند. حال به این تبلیغ توجه کنید:
کافی شاپ کارینو
با کادری کاملاً مبتدی و با عدم رعایت کلیهی استانداردها
و با سرو بیمزهترین میلکشیکها و گلاسهها،
همراه با غذاهای بیتنوع و بیمزه، با گرانترین قیمت، در خدمت شما است.
با مشترک شدن در کارینو از مزایای آبکی ذیل بهرهمند میشوید:
10% تخفیف ویژه
میز و عکاسی رایگان جهت جشنها و جلسات (اگر از آبروی خود گذاشتهاید)
تلفن رزرو: ....... (اگر کسی پاسخگوی شما باشد)
در این تبلیغ سعی شده از اصل ضد تبلیغ نهایت استفاده شود. اگر طبق آنچه که فروم میگوید _ فرد در مقابل تبلیغات بازرگانی، آن قدر خود را کوچک احساس میکند که قوای انتقادیاش را از دست میدهد و احساس ناچیزی میکند_ باز به تبلیغ نگاهی بیندازیم، نه تنها من ِمخاطب قوای انتقادیام را از دست نمیدهم، بلکه تبلیغ را مضحک هم میشمارم. در این تبلیغ به بدترین شکل از اصل ضد تبلیغ استفاده کرده، سبکی چیپ و کم ارزش که هیچ جذابیتی ندارد، طبق نوشتهی خود تبلیغ: از بیمزهترین تبلیغهاست.
با توجه به افزایش تبلیغات و چشمانداز آیندهی آن، باید در جهت تعیین اثربخشی فعالیتهای تبلیغاتی، بیشتر تأمل شود. شرکتها و موسسهها، هر سال میلیونها ریال برای تبلیغات کالاها و خدمات خود هزینه میکنند، بدون آنکه اثربخشی آن را بررسی کرده باشند. به نظر نمیرسد که رسانهها و یا دیگر دستاندرکاران این صنف نیز، به صورت مستمر یا حتی مقطعی، به فکر ارزیابی نتایج تبلیغات باشند. تبلیغ دانشیست که هنوز در ایران ناشناخته مانده. لازم است به فرهنگ نوآوری در تبلیغات بیشتر توجه شود. به قدرت تبلیغات ایمان بیاوریم.
|