در راستای اصلاحات ارضی
www.bahar-m.com
_ چرا این شکلی راه میری؟
_ پام تب خال زده.
واهمه ی هر صبح ام
هر صبح واهمه دارم از اینکه چشم باز کنم و تو دیگر نباشی. باشد، نمی گذارم اینجا خاک بگیرد. اصلاً به روی خودت نیاور که من هم دوست داشتم خانه ی کوچک ات پا بر جا بماند. دیگر بهار نارنج ها برایم رنگ و بویی ندارند، آنها هم فقط برای خودِ خودت.
هذيان خوشبينی ـ۲
من به عشق مردم می خندم، پس هستم.
عاقبتِ مندرس
باز هم فراموش کرده ای
که نه من
آن سنگ تیپا خورده ی سر راه ام
و نه تو
آن کودک بازیگوش
عمرم را هرس کرده ای
و من سراسیمه
در پی نیمه ی گمشده ام
به حریم کاغذها پناه می برم
تا سال های خفگی ام را هستی بخشم
وتو باز هم
باز هم
می خواهی
جوهره ی عمرم را قلوه کن کنی
مقداری خواب مرقوم بفرماييد!
خوش به حال هر کسی که الآن خوابه! ديگه چشمی واسم باقی نمونده :(
بازيچه
نمی آیی
و همچنان بر انتظارم می خندی
سالها همچون سودازدگان
به چشمانم وعده می دهم
می مانم
و تو بر انتظارم می خندی
سطرهای چشمانت را دوره می کنم
می خندم
و تو بر انتظارم می خندی
تحريف ضرب المثل ها
یکی از اساتید محترم در بین حرفاشون یه ضرب المثل گفتن:" تا نباشد چوب تر، فرمان نبرد گاو خر"
فکر کنم " گاو خر " مثل " گربه سگ " باشه. جل الخالق! چقدر علم پیشرفت کرده.
Tell me... Tell me
Tell me...
Tell me it's wrong
دیشب خوابم سرشار از تو
دیشب
خوابم
سرشار از تو که نه
از بوی تو بود
و شمعدانی هایت
و دیوارهایِ کاه گلی ِ خیس
و آن عصرهای باصفا
که با آبتنی ِ خنده هایم در حوض
به نان و عشقی قناعت می کردیم
سالهاست دلم برایت تنگ شده
و تو
بی انصاف
حتی یک بار هم به خوابم نیامدی
دیشب
خوابم
سرشار از بویِ تو بود
بغض آسمان که سرریز
بغض آسمان
که سرریز کند
می روم
مرگِ منکسر
حالا
فکر که می کنم
نه صدای ات
بویِ دلتنگی می داد
و نه چشمان ات
صداقت پاک کودکی بود
باد که بیاید
از یاد تو خواهم رفت
آنگاه
بی خیال
به درندگی ِ هزار چهره ات می خندم.
مشوقانِ من!
صدبار بهت گفتم تو کارهات زیاده روی نکن. تو رفتی باشگاه ورزش کنی یا خودکشی. اگه نخاع ات آسیب میدید، چی کار باید می کردم. حالا برو هی مسابقه بده، ناله هات رو بیار واسه من!
پ.ن. باید مواظب خودم باشم. اگه بمیرم، مامان و بابا منو می کشن!
بچه ی اول: کی ما
بچه ی اول: کی ما رو به دنیا میاره؟
بچه ی دوم: خدا.
بچه ی اول: یعنی ما تو شکم خداییم، بعد به دنیا میایم؟
بچه ی دوم: نخیر! چی میگی! خدا مَرده.
آسمان مهر
برای معلم عزیزم و مهربانی اش
که به نگاهها معنا می بخشد.
تو
آن آسمانی
_ هستی بخش _
که ستاره هایش را
بی دریغ
می بخشد
به کنج دلتنگیهای کودکی تنها
بگذار آسمان
دو رنگی هایش را
جلوه گر کند
حتی سیاهی اش را
تو آسمان دگری
با قداستی بارانی.
اعلام تز
آنقدرها هم که فکر می کردم، آدم ها پیچیده نیستند. تنها می توان با گذاشتن چند گزاره از شخصیت شان به درون شان _ و شاید به تضادهای درون شان _ پی برد. آدم ها در نهایت پیچیدگی هم ساده اند.