شعر


مجموعه شعر، انتشارات بوتیمار، 1391



بایگانی


جست‌وجو

حقوق

Image: Intuitivmedia
Powered by: Movable Type 3.2




« اشارت‌های تنهایی – 41 | Main | از دفترچه‌‌ی همراه »

October 11, 2013 09:00 PM
از دست‌ها - 10

وقتی گرم دنیای خودشان باشند، مشغول کاری، به شوقِ موسیقی شور گرفته باشند، به نوازش دیگری آرام گرفته باشند، می‌شوند این؛ با رگ‌هایِ آبیِ برجسته. بعد اما پنهان‌شان می‌کنم. ترس در وجودشان ریشه دوانده، یک وقت‌هایی که به هوای دیگر رفته باشم، یادم می‌اندازند پنهان‌شان کنم. تا به حال چند نفر از این رگ‌های برجسته، تعجب کرده باشند خوب است؟

Photo By: Dani Padgett
+ 9