شعر


مجموعه شعر، انتشارات بوتیمار، 1391



بایگانی


جست‌وجو

حقوق

Image: Intuitivmedia
Powered by: Movable Type 3.2




« زنبیلِ جهان - 3 | Main | سرگردان »

January 13, 2013 09:15 PM
از آرامشِ گم شده در شهر. 3

یا: بگو ای ابر سپید، روی ماه رسوا شه

هوا تاریک‌دل، سرد. سلام‌ات را؟ می‌دوند خلایق. سوار اتوبوس می‌شوم. تنه می‌زند اتوبوس، می‌افتم. تاریک می‌شود چشم. راهم را می‌گیرد اشک. سردش می‌شود. قصد می‌کند به رفتن پا. کتابفروشی تسکین می‌فروشد؟ شعر می‌خرم. می‌نشینم روی پله‌ای. سوز ِ سرماست. اشک می‌آید، شعر می‌خواند. روشن می‌شود دل.

+ 2