شعر


مجموعه شعر، انتشارات بوتیمار، 1391



بایگانی


جست‌وجو

حقوق

Image: Intuitivmedia
Powered by: Movable Type 3.2




« از فصل‌ها - 3 | Main | اشارت‌های تنهایی – 39 »

January 3, 2013 10:35 PM
زنبیلِ جهان

«د» درد می‌کشد، بی‌صدا، در سکوت. روزگارش هیچ‌وقت آرام نبوده انگار، همیشه قدری غم و اندوه در زندگی‌اش روان است. از همین دردِ پیاپی است که خم شده. گاهی می‌نشیند در بالکن خانه‌اش، فنجان چای در دست، به دوردست‌ها خیره می‌شود، آهی می‌کشد و فکر می‌کند کِی رنج‌اش به پایان می‌رسد؟ و فکر می‌کند اگر درد نباشد، وظیفه‌ی آگاهی‌بخشی‌اش چه می‌شود؟ و فکر می‌کند اگر خم نباشد، به پوچی می‌رسد بی‌شک.