شعر


مجموعه شعر، انتشارات بوتیمار، 1391



بایگانی


جست‌وجو

حقوق

Image: Intuitivmedia
Powered by: Movable Type 3.2




« خام‌وش | Main | اشارت‌های تنهایی – 36 »

December 15, 2012 10:24 PM
شین

«علی‌مراد فدایی‌نیا» باید باشی. بنویسی. کتابی بنویسی. نامش‌اش را بگذاری «شین». رج بزنی زجه‌ی دختران شین‌آباد را، شین‌آبادِ پیران‌شهر. بنویسی:
آذر. ماهِ آذر. تاریک، نه. سرما، استخوان‌سوز. نفت بود. آتش بود. تب بود. از کسی هم خبر نبود. خبر بود، اما بد بود. آذرماه گویی، نه. چله‌ی تابستان. عرق‌ریزان. اشک‌ریزان. دختران تب. لب‌ها خشک. تن‌هاشان، زمینِ بی‌بارانِ کویر. دخترانِ برهوتِ سوخته‌ی آبادی. آبادی بگو جهنمِ تن‌سوزِ زمستان سیاه. داغ. سیاه، بگو تاریک.