شعر


مجموعه شعر، انتشارات بوتیمار، 1391



بایگانی


جست‌وجو

حقوق

Image: Intuitivmedia
Powered by: Movable Type 3.2




« زندگی در کشتار ادامه می‌یابد | Main | ... »

November 29, 2012 08:42 PM
خودآگاهی به مثابه امری خیالی

وضعیتی هست که در آن «یقه سفید»ها و «یقه آبی‌»ها می‌توانند وحدت داشته باشند و آن هم اعتراض به وضعیت «خودآگاهی»ست. کمبود زمان در زندگی این دو دسته، برای اندیشیدن به خود، به ملزومات سبک زندگی و هرآنچه مربوط به تفکر برای خود و در نهایت مربوط به «خودآگاهی» می‌شود، وجود دارد. زندگی کارمندی – کارگری چنان آمیخته به ایدئولوژی‌های کژریخت سرمایه‌داری است که در ستیز ِ با اندیشه به خود و در حالت کلی اندیشه قرار می‌گیرد. زمان‌بندیِ بی‌چون و چرا و خط‌کشی‌شده‌ در جامعه سرمایه‌داری، با توجیه انضباط اداری آنقدر افرادِ درگیر را از خود دور می‌کند که بی‌آنکه خود دریابند به تدریج در «از خود بیگانگی» حل می‌شوند. کمیِ وقت، نمونه‌ای از سکوی پرتابِ کارمند – کارگر به قعر چاهِ خود‌فراموشی‌ست. غیابِ خودآگاهی کم‌کم منجر به فراموشی هویت‌اش می‌شود. دیگر کسی از «خودآگاهی» حرف نمی‌زند. دیگر کسی «خودآگاهی» نمی‌شناسد. همانطور که هگل در «پدیدارشناسی روح» می‌گوید: «خودآگاهی آن‌گاه و از آن‌رو در خود و برای خود است که برای خودآگاهی دیگر در خود و برای خود باشد؛ یعنی که خودآگاهی فقط به حیث وجود بازشناخته شده وجود دارد».