شعر


مجموعه شعر، انتشارات بوتیمار، 1391



بایگانی


جست‌وجو

حقوق

Image: Intuitivmedia
Powered by: Movable Type 3.2




« هم‌نشینی‌هایِ مدام با چای - 6 | Main | هم‌نشینی‌هایِ مدام با چای - 7 »

November 16, 2012 02:42 PM
اشارت‌های تنهایی – 31

فکر می‌کنم مدت‌هاست نگریسته‌ام. آیا اشک نشانه‌ی درد است و نبود آن بی‌دردی‌ست؟ سنگ‌دلی‌ست؟ نه، چُنین نیست. خرده‌استخوان در گلو زیاد است. پس راهی یافته‌ام به بی‌خیالی. راه را درنمی‌یابم. گویی زمان اندک برای خود داشتن، درد را کمرنگ می‌کند. اما از بین نمی‌برد. با این همه، بی‌خیالی مرهم تفکرات و جسم و روح من بوده است. فال نیک است این؛ آنچه نمی‌دانم چیست. آنچه راهی به رهایی شده و ناشناخته مانده است هنوز.

+30