شعر


مجموعه شعر، انتشارات بوتیمار، 1391



بایگانی


جست‌وجو

حقوق

Image: Intuitivmedia
Powered by: Movable Type 3.2




« قهوه‌هایِ سکوت – 4 | Main | از دست‌ها-8 »

August 3, 2012 11:40 AM
اشارت‌های تنهایی – 22

آدمی به وقت پایان، از دست دادن و یا رفتن، باید بیمار باشد. بیماری‌هایِ پشت هم، با درد، با تب، با لرز، با بی‌حسی‌های مسکن‌های قوی. گیج می‌خورد و نمی‌فهمد گیجیِ فقدان است یا مسکن. تب می‌کند و نمی‌فهمد تن‌اش از نبود کسی داغ است یا از گرمای طاقت‌فرسای بیماری‌ست. چند روز که گیجِ مسکن‌ها باشد، درد رفتن هم در او حل می‌شود. آن‌وقت خودش را گول می‌زند که بیماری او را از پا درآورده و نه از دست دادن. که رفتن همیشه دردناک بوده. که رفتن زمین‌گیر می‌کند آدم را.

+ 21