شعر


مجموعه شعر، انتشارات بوتیمار، 1391



بایگانی


جست‌وجو

حقوق

Image: Intuitivmedia
Powered by: Movable Type 3.2




« هم‌نشینی‌هایِ مدام با چای - 2 | Main | در خبرها »

June 21, 2012 04:45 PM
تن، هم‌چون نشانه

گاهی عاشق، به نشانه‌هایی از معشوق فکر می‌کند که او را در ذهن‌اش خاص‌تر کند. این نشانه‌ها، شاید از جنس همان «جشنی» باشد که بارت به آن اشاره می‌کند: «برای هر عاشق، هر دیداری با معشوق یک جشن است*». نشانه‌هایی فرای دیدار، نشانه‌هایی هم‌چون خالِ لبی که گرفتار می‌کند. این نشانه برای من چیست؟ بی‌شک، خنده‌ی معشوق است. خنده‌ی معشوق، برای من، همان جشنِ بارتی است، همان شوق است، همان سرچشمه‌ی شوریدگی‌ست. معشوقی که می‌خندد و منِ شیفته‌ی او، در ذهنم مرور می‌کنم:
«تو می‌خندی،
حواست نیست،
من
آروم
می‌میرم
».

* رولان بارت، سخن عاشق، ترجمه پیام یزدانجو، نشر مرکز

+ تن،‌ هم‌چون اشتیاق