شعر


مجموعه شعر، انتشارات بوتیمار، 1391



بایگانی


جست‌وجو

حقوق

Image: Intuitivmedia
Powered by: Movable Type 3.2




« از دست‌ها-7 | Main | اشارت‌های تنهایی – 16 »

June 16, 2012 10:42 PM
اشارت‌های تنهایی – 15

هر دوستی، هر دوست داشتن و هر رابطه‌ای آدابی دارد. دوری که کنی از دوست‌داشتن، اگرها و اماهای رابطه می‌شوند غبار روح‌ات، غبار احساس‌ات. می‌خواهی گرفتار نشوی، اما آشفته می‌شوی. می‌خواهی این آشفتگی را باور نکنی، پس می‌زنی، دوری می‌کنی، می‌گریزی. یک روزی می‌رسد می‌بینی فراموش کرده‌ای دوست داشتن را. نابلد شده‌ای رابطه را، آداب‌ش را. فرصتی می‌گذاری تا بی‌قراری و دلتنگی را ببینی، نمی‌بینی، کور شده‌ای انگار. با خوفِ نبودشان، شوریده‌تر می‌شوی، اما به غلط، وارونه. می‌خواهی فراموشی را باور نکنی، پس بیشتر به انحراف می‌روی. می‌زنی به خاکی. نابلدتر می‌شوی. دورتر می‌روی. دورتر می‌شوی. غریب می‌شوی.

+14