شعر


مجموعه شعر، انتشارات بوتیمار، 1391



بایگانی


جست‌وجو

حقوق

Image: Intuitivmedia
Powered by: Movable Type 3.2




« خاموشی | Main | رهایی »

May 31, 2012 10:52 AM
تن، هم‌چون مفعول

تن را به دیگری سپردن، به دیگریِ پزشک برای رسیدن به سلامتی است. اعتبار و اعتماد به پزشک، نخستین علت مراجعه به اوست. با این سپردن، تنی را در اختیار کسی می‌گذاری تا با انواع داروها و جراحی‌ها دگرگونش کند، به سلامت برساندش. اطمینانی هست در این خودسپاری. اعتمادی هست در این مراجعه.
با این همه، درکِ سپردن خود، تنِ خود به پزشک برای دردی که نیست، برای بیماری‌ای که نیست، مشکل می‌نماید. کسی خود را در اختیار پزشکی می‌گذارد تا بر تن‌اش انواع جراحی‌های زیبایی انجام شود. تن می‌سپارد، تا دگرگون شود، متفاوت شود، بهتر شود. نقش پزشک، هم‌چون کاتب است؛ کاتبی که تالیف می‌کند و قلم می‌زند تا خلق کند و پزشکی که می‌خواهد گونه‌ای متفاوت ـ و بهتر ـ از آنچه که بوده را بر تن دیگری طرح بزند.
آیا این تسلیم، این واپاشیِ تن و خلق یک تنِ دیگر، بی‌که تضمین صددرصدی بر آن باشد، حماقت نیست؟ و بعد اگر پزشک، خلقت ناقصی را طرح زد، چطور؟ من هیچ‌وقت نتوانسته‌ام این موجِ عظیمِ جراحی‌های زیباییِ بینی و ... را درک کنم.




نظرها:

ارسال نظر:

Name:


Email:


Website:


Comment:



Remember info?