شعر


مجموعه شعر، انتشارات بوتیمار، 1391



بایگانی


جست‌وجو

حقوق

Image: Intuitivmedia
Powered by: Movable Type 3.2




« تن هم‌چون ننگ | Main | رفیق »

April 25, 2012 10:37 PM
تن، هم‌چون اشتیاق

بارت در سخن عاشق‌ش تعبیری از تن معشوق دارد: «هر اندیشه‌ای، هر احساسی، هر علاقه‌ای که عاشق دارد از تن معشوق برمی‌خیزد*». اما آیا آرزوی آغوش دیگری، تنها خواستِ تنِ اوست؟
آغوش دیگری، فرای تن و جسمْ یک هستی ثانویه دارد: تمایل به حضور دیگری، ماندن و بودنش. حضوری متمایز از آنچه که در جسم عیان می‌شود: نیاز به هستی او. نیازی که خود را در تن دیگری نمایان می‌کند، نوعی لغزش زبان است برای اثبات ناتوانی‌ خود. نشانه‌ای از شوقِ عاشقانه که در آغوش دیگری به فهم درمی‌آید و تجسم این اشتیاق، از عینیت‌اش و تصویرش – تن - جداناشدنی است. خواست آغوش دیگری، اثبات تمایزی است میان هستی او و دیگران. آغوش، تجسمِ دلتنگی‌ست. آغوش، سایه‌ای‌ست از معشوق. آغوش، لذتِ فهمِ دیگری‌ست.


* ترجمه‌ی پیام یزدانجو، نشر مرکز.




نظرها:

اینجا شده نشریه بهار...حرف می زنی اما فرصتی نیست که کسی چیزی بگه...توی فیس بوک هم که share می کنی مثل اینه که توی پارک یه چیزی می گی و حرف تو حرف می شه و ..
***
بهار:
خب باز می‌کنم گاهی سمیرا جان.


Posted by: سمیرا on May 19, 2012 11:52 AM


ارسال نظر:

Name:


Email:


Website:


Comment:



Remember info?