شعر


مجموعه شعر، انتشارات بوتیمار، 1391



بایگانی


جست‌وجو

حقوق

Image: Intuitivmedia
Powered by: Movable Type 3.2




« دنیای نام‌ها ـ 8 | Main | اشارت‌های تنهایی – 11 »

April 11, 2012 03:15 PM
قهوه‌هایِ سکوت – 1

باریکه‌ی نور خورشید، نشسته بر روی میزی. میز گرمای مطبوعی یافته، لبخند می‌زند. می‌نشینم پشت همان میز. دستم را می‌گذارم روی ذره‌های نور تا با هم بخندند. صندلی روبه‌رو خالی‌ست. کافه‌چی سمت دیگری نشسته، تایپ می‌کند و اسپیس می‌زند. یک‌باره دیپورتیشن خودنمایی می‌کند، نت‌هایش در هوا پخش می‌شود. کافه‌چی اسپیس می‌زند. فاصله می‌افتد میان میزها و صندلی‌ها. آدم‌ها از هم دور می‌شوند. کافه‌چی اسپیس می‌زند. آدم‌ها، تبعید می‌شوند، اخراج می‌شوند، هجرت می‌کنند. اسپیس می‌زند. کلمات سرگردان می‌شوند. اسپیس می‌زند. نورِ باریکِ روی میز، بوی ماندگی می‌گیرد. پنجره خمیازه می‌کشد. صندلیِ روبه‌رو مات می‌شود. ذره‌های نور دستم را می‌سوزاند. اسپیس می‌زند و کافه در انبوهی از هیچ فرو می‌رود.

کافه نارون. دم‌دمایِ غروبی از فروردینِ معصوم