شعر


مجموعه شعر، انتشارات بوتیمار، 1391



بایگانی


جست‌وجو

حقوق

Image: Intuitivmedia
Powered by: Movable Type 3.2




« فراسوی تصویر | Main | جدایی سیمین از نادر »

March 22, 2012 09:19 PM
تو خود، همانی

«شیرین» کیارستمی دو بخش متفاوت دارد؛ یک صداست که داستانش راوی منظومه‌ی خسرو شیرین و زندگی شیرینی‌ست که در پا در هوایی «خسرو و شیرین» و «شیرین و فرهاد» و مصائب زمانه‌اش دست و پا می‌زند. و دیگری تصویری‌ست ـ به ظاهر ـ منفک از صدا و زندگی شیرین فیلم و در زمانه‌ای دیگر. تصاویر، نمایی از چهره‌های متفاوت زنان بازیگر سینمای ایران است.
مخاطب نمی‌تواند تصویر فیلم خسرو و شیرین را ببیند، اما فقدان تصویرِ صداهای فیلم، در نمایش چهره‌های زنان محو می‌شود. صدا، نمودی از زندگی همین زنان را عرضه می‌کند. چهره‌ها خود بخشی از تصویر را می‌سازند. چهره‌های زنان به مراتب انقلابی‌تر از تصاویر فیلم‌گونه داستان خسرو و شیرین‌اند. زنانی که خود نیز، گاهی، بخشی از همین فیلم‌هایند. شیرین، نمادی از تک تک زنانِ به نمایش درآمده است و زن‌ها، هر کدام با چهره‌هایی متفاوت، نمادی از شیرین‌اند؛ شیرین‌های زمانه‌ی ما: شیرین زندگی‌ خودشان ـ در عرصه خصوصی ـ و شیرین نمایش‌ها و فیلم‌ها ـ در عرصه‌ی عمومی. چهره‌های به نمایش درآمده در زمینه‌ای تیره و تنها ـ گاهی با اندکی از تماشاچی در اطراف‌شان ـ دیده می‌شوند؛ درست همانند شیرینِ فیلم دیگر، تنهایند با زمانه‌ای سخت و تیره. چهره‌هایی که می‌دانند زن بودن را، و می‌شناسند دلهره‌ها و تردیدهای زنانه را، و درک می‌کنند عصیان زنانه را. برای همین است که آن‌ها با شیرین هم‌ذات‌پنداری می‌کنند: اشک می‌ریزند، می‌خندند، هراسان می‌شوند، متعجب می‌شوند، می‌ترسند و از هول چشمان‌شان گرد می‌شود. آن‌ها، شیرین‌هایی هستند که چشیده‌اند عشق را، دوست داشتن را و غم زندگی را. آن‌هایی که خسروها و فرهادها را دیده‌اند. وگرنه مردان را چه به درکِ شیرین بودن؟ شیرین زمانه بودن و چشیدن غم‌ها، تلخی‌ها، شیرینی‌ها و شادی‌های زن بودن؟
زندگی شیرین ِداستان خسرو و شیرین، تکرار تاریخی زندگی همین چهره‌هاست با اندک دگردیسی در فرم و ظاهر. گویی چرخشی از تاریخ زیسته‌ی زنان است و هر بار زنی با چهره‌ای متفاوت در آن چرخه جای می‌گیرد. تاریخی تحمیلی که بر روزگار زنان تحمیل می‌شود. ما هیچ نمایی از دست زنان ـ نمودی عملی ـ نمی‌بینیم، به جز زمانی که دست تکیه‌گاه صورت می‌شود یا می‌خواهد چشم‌ها را بپوشاند. نمود عملی چهره‌ها فقط در اعمال حسی به نمایش درمی‌آید: لبخند می‌زنند، اشک می‌ریزند، می‌ترسند و در نهایت چشم‌ها را از دیدن محروم می‌کنند؛ کاری که اصل ماجرا را تغییر نمی‌دهد و تنها اندکی از آن را می‌پوشاند. شیرین، نمایی تاریخی از زندگی زنانی‌ست که هم‌چون گذشته و همیشه، بی‌سلاح و تنها محکوم به تماشای زندگی شیرینی دیگر نشسته‌اند بی‌که بتوانند عصیان کنند و راوی و روایت را تغییر دهند. زنانی که صاحب آگاهی شده‌اند، اما کنترل می‌شوند و در به عمل درآوردن این آگاهی، دستان‌شان بسته است.
این‌چنین است که تماشاگر می‌نشیند و تخیل می‌کند هر واژه و گفتار شیرین فیلم دگر را در چهره‌‌هایِ زنانِ به نمایش درآمده. مخاطب، خود، رسالت رویایش را به دوش می‌کشد و خود آن را پایان می‌دهد.




نظرها:

سلام. یادداشتت را خواندم علاقمند شدم من هم چیزی در فیس بوک بنویسم.من هم همانند شما معتقدم نکته اصلی در این فیلم تصویر است نه صدا. بازی صدا برای رساندن ما به تصویر است و گاهی برای غفلت از ان!
****
بهار:
ممنون آقای دکتر که وقت گذاشتین :)


Posted by: عباس کاظمی on March 22, 2012 10:54 PM


هووووم....برای همین چیزهایی که خوب گفتی هر از گاهی ارادی فیلم رو می بینم.برای این روایتی که هر زنی می تواند جزئی از آن باشد.آخه این فیلم رو که از تلویزیون سالی پنج بار نشون نمی دن که آدم غیر ارادی بخواد دوباره نگاهش کنه.
***
بهار:
اصلا تلویزیون نشون نمی‌ده که ارادی یا غیر ارادی باشه :)


Posted by: سمیرا on March 23, 2012 01:01 AM


مثل فیمهای دیگه رو اضافه کن که منظورم مفهوم بشه
***
بهار:
:))))


Posted by: سمیرا on March 23, 2012 12:23 PM


ارسال نظر:

Name:


Email:


Website:


Comment:



Remember info?