شعر


مجموعه شعر، انتشارات بوتیمار، 1391



بایگانی


جست‌وجو

حقوق

Image: Intuitivmedia
Powered by: Movable Type 3.2




« اشارت‌های تنهایی – 5 | Main | اشارت‌های تنهایی – 6 »

February 10, 2012 01:05 PM
جنسی دیگر

زن، استخوان‌بندی ریزی دارد با قدی متوسط. چادر به سر کرده و وقتی راه می‌رود سرش را پایین می‌اندازد. توی اتاق همه مرد هستند، به جز من. زن هم‌چنان سرش پایین است و مواردی را که مدیرش می‌گوید انجام می‌دهد. مدیر چند بار با لبخند به صندلی‌ای اشاره می‌کند که بنشیند و زن هر بار طفره می‌رود. مدیر برای سرعت بیشتر در کارها رمز دستگاه فتوکپی را می‌پرسد و زن دستپاچه می‌گوید 134. بعد نگاهی به ما می‌اندازد و با شرم می‌دود سمت دستگاه کپی. رمز را تصحیح می‌کند: 1342. حدس می‌زنم این سال تولدش باشد. مدیر از او می‌خواهد یک بخش‌هایی از کاغذها را امضا کند، می‌خواهد مسئولیت بپذیرد. زن دست و پایش را گم می‌کند، سرخ می‌شود و سکوت می‌کند. همه پوزخند تمسخرآمیزی می‌زنند و لبخندشان را پشت دستان‌شان پنهان می‌کنند. عصبانی می‌شوم از این همه زمینه‌ای که زن برای نشان دادن عدم لیاقت و غیر اجتماعی بودنش به دست مردان می‌دهد. مگر نباید از همین مسئولیت‌های کوچک شروع کرد؟