شعر


مجموعه شعر، انتشارات بوتیمار، 1391



بایگانی


جست‌وجو

حقوق

Image: Intuitivmedia
Powered by: Movable Type 3.2




« من | Main | ناکجاآباد »

December 2, 2011 10:13 PM
خوشبختی‌های کوچک زندگی – 6

در تمام سال‌هایی که شاغل شده‌ام، همیشه بخشی از ذهنم در محل کار، درگیر خانم‌های همکارم بوده. همیشه تا جایی که ممکن بوده، تلاش کرده‌ام دچار انفعال نشوند. تلاش کرده‌ام ادامه تحصیل بدهند، تلاش کرده‌ام حرف بزنند، جلوی زور بایستند و از حق‌شان دفاع کنند، خود را ضعیف نشان ندهند، با اطمینان ایده‌های‌شان را مطرح کنند، با اطمینان حرف بزنند و کم نیاورند، ورزش بروند، کتاب بخوانند، فیلم ببینند، به هم‌دیگر کمک کنند، اگر می‌خواهند ازدواج کنند گرفتار احساسات نشوند، حق طلاق بگیرند و... . حالا نه این‌که خودم توانسته‌ام همیشه جلوی زور بایستم، نه. یک‌وقت‌هایی هم خودم حرف‌هایم را خورده‌ام و گاهی حق‌م را خورده‌اند. یک‌وقت‌هایی هم آدم بد ماجرا شده‌ام، چند بار برای این کارها، جایگاه شغلی‌م را از دست داده‌ام.
حالا کسی هست که آن‌سوی من می‌نشیند و من با تمام وجودم حواسم به اوست. زمانی که برای یادگیری می‌گذارد و اهمیتی که به یادگیری می‌دهد، سوای کاری‌ست که باید انجام دهد و این تحسین‌برانگیز است. اینکه او نیز بخشی از ذهن‌ش درگیر کمک به دیگران است، به دوستش اهمیت می‌دهد و اگر موقعیت کار خوبی باشد او را به جلو می‌فرستد و... . خوشحالم، بخشی از این انرژی مثبت مضاعفی که این روزها یافته‌ام از شادیِ وجود دختری‌ست که مشتاق دانستن است. حسی که در او یافته‌ام، شوقی در من ایجاد می‌کند که وصف‌ناپذیر است.




نظرها:

سلام. اين حساسيت‌ها در قبال فرد و اجتماع همان چيزی است که هميشه و بخصوص در شرايط فعلی بسيار نيازمند آن هستيم. سالم و شاد باشيد.
***
بهار:
ممنون. همینطور شما :)


Posted by: Salut on December 3, 2011 10:32 AM


من هم همیشه یادگرفتن و تلاش رو دوست داشتم اما این ماه ها دست و دلم به خواندن نمیره.. دلم میخواهد برای قبولی در ارشد تلاش واقعی کنم اما حسهای خوبم ته کشیده.. کسی پیدا نمیشه دعوام کنه و تکونم بده..
***
بهار:
خب بیا من دعوات کنم و تکونت بدم :دی


Posted by: دونه های برف on December 3, 2011 12:22 PM


خانم بهار عزیز.
من نهال هستم و از طریق وبلاگ خانم شکیب مهر وبلاگ شما رو پیدا کردم. خوشحالم چون طرز فکر شما به نظرم خیلی خیلی ارزشمند رسید.
***
بهار:
منم خوشحالم از آشنایی با شما :)


Posted by: نهال on December 4, 2011 12:39 PM


چه دخترای خوبی...
آخه بعد از انجام همۀ این کارا که گفتی به آدم می گن ساز مخالف،آرمانگرا،رویایی ، فمینیست(در معنای فحش)،خُل ( چون درک کمک به دیگران کمی مشکل شده است) و ... . البته دور از جون تو و دوستت ولی من این حرفها را هر چند وقت یک بار می شنوم.گاهی فکر می کنم اینکه جدیدا نمی گن یعنی اینکه این حرفها به لایه های زیر زمینی منتقل شده .
***
بهار:
لایه های زیرزمین یعنی کجا؟ بعد حرفها به زیرزمین کشیده شده یا آدم ها و کمک هاشون؟ من فکر می کنم دومی باشه :)


Posted by: سمیرا on December 4, 2011 03:33 PM


منظور من اولی بود ولی برداشت دوم هم درسته!


Posted by: سمیرا on December 5, 2011 11:44 AM


ارسال نظر:

Name:


Email:


Website:


Comment:



Remember info?