شعر


مجموعه شعر، انتشارات بوتیمار، 1391



بایگانی


جست‌وجو

حقوق

Image: Intuitivmedia
Powered by: Movable Type 3.2




« ملال | Main | تو مشغول مردن‌ات بودی »

November 4, 2011 11:56 PM
.

دختر سال‌های آخر دهه‌ی سوم زندگی‌اش را می‌گذراند. یک‌زمانی تصمیم گرفته ازدواج کند، آگاهانه خواسته و برای انتخاب‌ش هم مبارزه کرده. طرف رابطه‌ش را هم آگاهانه انتخاب کرده و حالا به غایت هم‌دیگر را دوست دارند. یک‌زمانی هم خواسته مادر شود. هر دو تصمیم گرفتند و شرایط‌ش را هم مهیا کرده‌اند. درست در روزهایی که مدام استفراغ می‌کرده و حدس می‌زده که حامله باشد و هر دو شاد بودند، استفراغ‌ها زیاد و زیادتر می‌شود. تشخیص دکترها سرطان معده بوده و هفته‌ی دیگر باید زیر تیغ جراحی برود. می‌دانم که او رفتنی‌ست. ناامیدم. خودش به غایت امیدوار است. می‌خواهد مادر شود.