شعر


مجموعه شعر، انتشارات بوتیمار، 1391



بایگانی


جست‌وجو

حقوق

Image: Intuitivmedia
Powered by: Movable Type 3.2




« پسرها گریه نمی‌کنند | Main | اشارت‌های تنهایی - 1 »

September 10, 2011 10:03 PM
گم‌بودن

انسان‌های متفکر، همیشه یک‌شکل و یک‌جور نیستند. همیشه آن‌ها را پشت میزهای دانشگاه، تریبون سخنرانی، پشت میزهای کافه و غرق در دود سیگار و با چندین همراه، و یا فرو رفته در کتاب و کاغذهای انبوه نمی‌بینی. یک‌وقت‌هایی به شکل انسان‌های معمولی درمی‌آیند؛ آنقدر معمولی که حتا نگاه‌شان هم نمی‌کنی. یک وقت‌هایی لباس پاره‌ای بر تن دارند و کنار خیابان و جوی آبی نشسته‌اند و متفکرانه مردم را نگاه می‌کنند. یک وقت‌هایی وسط مزرعه و آغشته به خاک‌ نشسته‌اند، چای می‌نوشند و با طمانینه به اطراف‌شان می‌نگرند. یک وقت‌هایی ممکن است به جلدِ یک مترسک هم بروند.

نمونه آن‌ها چوپانِ «ستاره‌ساز» با آن لباس‌های مندرس‌ و کلاه خاص‌ش است که وقتی روبه‌روی دوربین می‌نشیند با چنان تاملی صورت‌ش را به اطراف می‌گرداند که بیننده فکر می‌کند پشت این حرکت‌های آهسته و متفکرانه چیست. چرا او متفاوت با بقیه نیم‌رخ چپ و راست‌ش را نشان می‌دهد. و وقتی می‌خواهد جملاتی درباره شغل‌ش بگوید مثل یک سخنران ماهر، کلمات‌ش را با همان تامل و طمانینه بیان می‌کند:
«بهترین چیز چوپانی اینه که می‌تونی با ستاره‌ها استدلال کنی. شهری‌ها اصلا ستاره‌ها را نمی‌بینند؛ ولی چوپان‌های روستایی، چرا. بعضی وقت‌ها به ستاره‌ها نگاه می‌کنم و راهم را پیدا می‌کنم. فکر می‌کنم، آیا واقعا جهان وجود داره؟ فکر نمی‌کنم دنیایی وجود داشته باشه، همه‌اش الکیه. مثلا وقتی‌که به یک خرگوش مرده نگاه می‌کنم، مثل اینکه زنده‌ست. چشمان‌ش بازه و به من نگاه می‌کنه. درست مثل وقتی که دارم به یک عکس نگاه می‌کنم. یک‌بار یک عکس دیدم و هر جایی که می‌رفتم، اون عکس همیشه به من نگاه می‌کرد».
جملات‌ش با همراهی این موسیقی جان بیشتری می‌گیرد. او یک فیلسوف است. فیلسوفی که به اشتباه چوپان شده، چوپانی با دندان‌های به غایت زرد.




نظرها:

شاید بهتر باشد بگویی چوپانی که هنوز نمی داند فیلسوف هم هست به جای فیلسوفی که به اشتباه چوپان شده است..شاید..
***
بهار:
نه. اینا ذاتن فیلسوفن بعد اشتباهی چوپان میشن.


Posted by: سمیرا on September 11, 2011 11:26 AM


جواب سوالم را ندادی
×××
بهار:
جواب کدام سوال را؟ شما هر چه کامنت برای من گذاشته بودید را پاسخ دادم


Posted by: حمید on September 15, 2011 09:56 AM


من نمی دونم شما از ایران خبر دارید؟ اخبار ایران را پیگیری می کنید؟؟
***
بهار:
بله. در کانون خبرها هستم اتفاقن. چطور؟


Posted by: hamid on September 17, 2011 09:19 AM


کاملا حق با شماست


Posted by: پری کاتب on September 19, 2011 05:53 AM


ارسال نظر:

Name:


Email:


Website:


Comment:



Remember info?