شعر


مجموعه شعر، انتشارات بوتیمار، 1391



بایگانی


جست‌وجو

حقوق

Image: Intuitivmedia
Powered by: Movable Type 3.2




« در حاشیه همایش «بازنمایی گروه‌های حاشیه‌ای در رسانه‌ها» | Main | تحمیق مخاطب »

May 23, 2011 12:26 PM
و انسان زاده‌ی فراموشی‌ست

هر مرگی که اتفاق می‌افتد، تلنگری‌ست برایم. غرق اندوه و تفکر می‌شوم. به اطرافیانم فکر می‌کنم، به پدرم، مادرم، برادرم، مادربزرگم، دوستانم و... . فکر می‌کنم که ممکن است همین فردا نوبت خودم باشد. فکر می‌کنم وقتم تنگ است و باید از این فرصت با هم بودن استفاده کنم. نکند فردا روزی، نباشم و نباشند و حسرت زمان از دست رفته وبالِ ذهن و زندگی‌ام شود. چند ساعت یا چند روز که می‌گذرد، فراموش می‌کنم قول و قرارهایم را. غرق زندگی روزمره می‌شوم. فکر می‌کنم زندگی ادامه دارد و ما هنوز وقت برای با هم بودن داریم. یادم می‌رود. یادمان می‌رود.


پ.ن. ناصر حجازی هم رفت




نظرها:

هنوزم باور ندارم رفتن حجازی را ... حس می کنم خوابی است که هر لحظه بیدار می شوم و خوشحال می شوم که واقعیت نداشته است...


Posted by: بابک on May 26, 2011 09:08 AM


ارسال نظر:

Name:


Email:


Website:


Comment:



Remember info?