از کی بود که زمان اینقدر سریع گذشت؟ از خرداد؟ نه؛ اردیبهشت بود که پر از حسهای خوب بودیم. همه در کنار هم. یک جور شادی خواستنی. بعد گذشت و گذشت، نفهمیدیم کی خرداد شد و مرداد و اشکها و بیقراریها و نگرانیهای مدام. پاییز به پایان رسید و ما همچنان غرق در بهت. حالا این روزهای آخر اسفند که دارد مثل جت میگذرد و هنوز هم نمیگذارد طعم سال 88 را با شوخی و خنده بچشیم.