شعر


مجموعه شعر، انتشارات بوتیمار، 1391



بایگانی


جست‌وجو

حقوق

Image: Intuitivmedia
Powered by: Movable Type 3.2




« از دست‌ها-1 | Main | تصویر ِ شهرـ 3 »

November 12, 2009 12:10 AM
حیف است اگر نخوانیم‌اش

در جستجوی زمان از دست رفته را نخوانده‌ام، حجمی در آن بود که باعث شد هیچ وقت به دستش نگیرم. برنامه‌ای برای خواندنش نداشتم، آرزویم هم نبود، اصلن فراموشش کرده بودم. تا اینکه کتابی به دستم رسید: گزیده‌هایی از در جستجوی زمان از دست رفته. 192صفحه بود و در برابر آن مجموعه چند هزار صفحه‌ای چیزی به حساب نمی‌آمد. اما باز سنگینی‌ای داشت که رغبت‌ام را کم می‌کرد.
یک روز بازش کردم، چشم‌ام افتاد به مقدمه مترجم‌اش _ مهدی سحابی _ که از انگیزه تدوین این کتاب گزیده گفته بود: «انگیزه تدوین کتاب اول‌ها یک فکر ساده دوستانه بود که بعد نگرانی شد و رفته‌رفته به شکل ترس درآمد، ترسی جدی. دوستانه در حق کسانی که هنوز کتاب در جستجوی زمان از دست رفته را نخوانده باشند ]نخوانده‌اند[ و ترس از اینکه باز هم نخوانند». گفته بود بیش از یازده سال هر روز غرق این کتاب بوده و برایش مثل دوست عزیزی‌ست که «هرچه بیشتر به دیدنش بروی باز بیشتر مشتاق دیدارش» می‌شوی. گفته بود از جملات کتاب حیرت می‌کند، جملاتی که غافلگیرکننده‌اند. گفته بود «حیف نیست این‌ها نخوانده بماند»، جملاتی که ظریف و شیرین و عمیق‌اند. دیگر حجم‌اش را نفهمیدم، خواندمش، سطر به سطر، بارها، نفهمیدم، برگشتم و باز خواندم. و اشتیاق مترجم‌اش را حس کردم، دلبستگی‌اش و ترس‌اش.
گفتم حالا که نیست، شور و شوق‌اش را به آن‌ها که جستجو را نخوانده‌اند هدیه کنم. نگذاریم کتاب درمانده شود، نگذاریم لذت مترجم‌اش در فراموشی کتاب ساکن شود. حالا که نیست، اما حیف‌اش هنوز هست و دلسوزی‌اش، بخوانیم‌اش تا همچنان زنده بماند، تا جاری شود در جهان ذهن‌مان همیشه.




نظرها:

حتما سعی می کنم بخونم
مرسی
***
بهار:
خواهش می کنم. امیدوارم از خواندنش لذت ببری :)


Posted by: اکالیپتوس on November 14, 2009 09:44 PM


قلمت زیباست...
***
بهار:
ممنون


Posted by: امیر on November 16, 2009 09:05 PM


دلم می خواهد هم این کتاب را بخوانم هم کلی کتاب دیگر. بدجوری در جستجوی زمان از دست رفته ام بهار! انگار همه چیز از دست رفته است!
***
بهار:
نه سمیرا! برای تو که دیر نیست. اصلا هم چیزی از دست نرفته دختر :)


Posted by: سمیرا on November 17, 2009 09:09 PM


ميشه كتاب "پروست چگونه ميتواند زندگي شما را دگرگون كند" از آلن دوباتن با ترجمه گلي امامي كه نشر نيلوفر منتشر كرده رو هم خوند اونم يه جورايي خلاصه ايه از كتاب پروست


Posted by: mehdi dolati on November 19, 2009 06:25 PM


من به تازگی این کتاب رو گرفتم ودارم مطالعه میکنم.
کتابی است بس عظیم وبه دوستاران ادبیات به شدت خواندنش توصیه میشه.
کسانی که جریان سیال ذهن دوست دارن کتاب ساعتها و خانم دلووی رو هم بنده حقیر توصیه میکنم


Posted by: ali on February 27, 2012 11:12 PM


من يه پيشنهادي دارم: الان خيلي از بچه هايي که تو کار وبلاگن، گروه هاي کتاب خواني تشکيل مي دن و هر دو ماه يه روز جايي جمع مي شن و در مورد کتاب بحث مي کنن. اينم يه نمونش:
http://ketabkhorha.wordpress.com
منم خيلي دلم مي خواد همچين کاري رو تو تبريز راه بندازيم.خواستم ببينم اگه هستي اين چنين کاري بکنيم يه ايميلي به من بزن
***
بهار:
آقای مجید گرامی. متاسفانه من در تبریز نیستم. تهران هستم. و دستم خالی‌ست. شرمنده


Posted by: مجید on June 14, 2012 07:22 AM


ارسال نظر:

Name:


Email:


Website:


Comment:



Remember info?