شعر


مجموعه شعر، انتشارات بوتیمار، 1391



بایگانی


جست‌وجو

حقوق

Image: Intuitivmedia
Powered by: Movable Type 3.2




« چرا؟ | Main | »

October 8, 2009 08:50 AM
آوا-2

صدای یکی از دوستانم رنگ دارد، رنگ قرمز. به آدم انرژی مثبت می‌دهد. گاهی تلاش می‌کنم مانند او حرف بزنم _ هر بار که حس و حالش باشد: تغییر لحن همراه با خنده و کمی کشیدگی در کلمات، یکی از ابروهایم را بالا بیاندازم، سرم را کمی حرکت دهم و همراه آن دستانم را به سمت جلو، انگار که کلمات را به سمت مخاطب برانی. موفق که می‌شوم، انگار در شادمانی دوچندانی خودم را شریک کرده باشم، انرژی مثبت می‌گیرم.

یکی از همکارانم، صدایش پر از رخوت است. کلماتش که در هوا جاری می‌شود خوابم می‌گیرد، سست می‌شوم، یا دچار رخوتی که هنگام بیماری آنفولانزا در بدن ظاهر می‌شود، بدن‌درد. جملاتش را تا می‌تواند پر از کلمه می‌کند. وقتی صحبت می‌کند سعی می‌کنم هرچه زودتر به مکالمه‌اش پایان دهم، دلم نمی‌خواهد از اول صبح خواب‌آلود باشم.




نظرها:

(البته میدونم این مطلبت بیشتر در مورد انرژی افراده، ولی اون نکته جانبی رنگ داشتن افراد برای من هم جالبته و جاری، قبلا یه پست توی وبلاگم در موردش نوشتم، اگر دوست داشتی میتونی بخونی، اینم آدرسشه: http://dejavupink.wordpress.com/2008/07/15/نفرین-میکنند )
***
بهار:
خوندم. چه جالب. منم قبلا یه چیزی دیگه درباره موسیقی کلمات نوشتم:
http://www.bahar-m.com/agness/archives/000544.php


Posted by: سیامک on October 8, 2009 03:27 PM


خندم گرفت :) درست مي‌گي


Posted by: راهنما on October 10, 2009 05:08 PM


جالب بود
ممنون


Posted by: Aliakbar on October 16, 2009 01:20 PM


گاهی حسها در هم میامیزند و داغی و سردی و کنتراست رنگها را با ریتمهای موسیقی و گاهی برعکس حس می کنم .

چون صدای شب صدای سپیده دم . رنگ شفاف گریه
***
بهار:
هوم! چه جالب و زیبا :)


Posted by: اکالیپتوس on October 27, 2009 01:20 AM


ارسال نظر:

Name:


Email:


Website:


Comment:



Remember info?