...
آنکه شلاق میزند، پشت کسی را که شلاق میخورد امضا میکند...
اینجا دیگر امضا ثبت گذشته نیست، اتفاقی افتاده است، اما شلاق امضای این اتفاق نیست، احضار گذشته است، یعنی گذشتهبازی در اینجا هم هست، اما این امضا به جای اینکه جریانی را به گذشته بسپارد، گذشتهای را جریان میدهد، گذشتهای را حال میکند.
یداله رویایی. من ِ گذشته امضا. نشر کاروان
هوم...مرسیی..چه انتخاب خوب به وقتی...
آن که شلاق می زند....آن ها که شلاق می زنند...
Posted by: mahshad on August 22, 2009 12:57 AM
سلام بهار ...
حقیقت تلخیه ... خوب نوشتی
****
بهار:
سلام :)
Posted by: بهزاد ریاضی on August 23, 2009 06:58 PM
خیلی دوست دارم درمورد معماری بنویسم ... می شه درمورد این آگهی بیشتر برام توضیح بدی ؟ لطفا یه کامنت خصوصی برام بذار که چطوری بیشتر درموردش بدونم .... مرسی ... بهزاد
Posted by: بهزاد ریاضی on August 24, 2009 03:02 AM