...
نامم رابینسون کروزوئه نیست
زندانی جزیره نیستم
رفیقانم بیشمارند
از تمام لحظههای روزهای هفته بیشمارتر
چشماندازم جزیرهی آدمخواران نیست
پس چرا مدام
در اندیشهی فرارم
چرا مدام
در اندیشهی آدمخواران
«شهاب مقربین. این دفتر را باد ورق خواهد زد»
پ.ن. به غیر از این درد مشترک روزهایمان، شبها مدام کابوس هم میبینیم. کابوسهایی مثل هم، کابوسهایی مشترک؛ کسی توانسته این چند روز را آرام و راحت بخوابد؟