شعر


مجموعه شعر، انتشارات بوتیمار، 1391



بایگانی


جست‌وجو

حقوق

Image: Intuitivmedia
Powered by: Movable Type 3.2




« واژگونی | Main | مطالعات انتقادی »

April 11, 2009 06:19 PM
بی‌بدیل‌ها

شب‌ها که کتاب می‌خوانم فکر می‌کنم این کتاب‌ها تمام روز منتظرند کسی بیاید دستی به سرشان بکشد و حرف‌هایشان را بشنود. و آدمک‌هایی که بی‌خیال از کنارشان می‌گذرند؛ از کنار این همه کتاب، این همه جمله و کلمه‌هایی که سحر عجیبی در صدایشان است. می‌دانید ما داریم به کتاب‌ها بد می‌کنیم، به خودمان هم. شما فریاد این همه کتاب را نمی‌شنوید؟




نظرها:

بابا ما تا جایی که وسع مالی اجازه بده و حتی گاهی بدون اجازه کتاب می خریم.
و حتی در کوتاه ترین زمان خالی بدست آمده کتاب بدستیم و فقط نمی خونیمشون که خونده باشیم ، دیگه چی دینی به گردن ما بیچاره ها دارند این کتاب های بیچاره؟
***
بهار:
بابا من منظورم به دیگران ِ بی اعتنایان بود :)


Posted by: داروگ on April 11, 2009 06:45 PM


كجاست او كه كتابهايش را در آب شست.
***
بهار:
بنجامین باتن را می‌گویی آیا؟ یا خالقش را؟ :دی


Posted by: رضا on April 11, 2009 09:30 PM


اول از همه عذر خواهی میکنم و اما بعد...
دروغ که ه ح (؟؟؟)نا غ ق (؟؟؟) نیست
نه من نمیشنوم !!!!!!!!


Posted by: اتشونر on April 11, 2009 11:45 PM


و بعضي وقتها بيشتر!


Posted by: سياوش on April 12, 2009 02:15 AM


ارسال نظر:

Name:


Email:


Website:


Comment:



Remember info?