برای ساعاتی این حس را تجربه میکنم: خیابانها و کوچههایی که در آن بارها قدم گذاشتهام را دیگر نمیشناسم؛ هر چند ثانیه نوری سفید و خیرهکننده سوی چشمانم را با خود میبرد؛ گوشهایم خوب نمیشنوند؛ کلمات را به خاطر نمیآورم و ساختن جمله برایم مشکل میشود. تلاش میکنم تا بر این دگرگونی چیره شوم و تلاشی که منی دیگر در درونم میکند تا روال عادی را بیشتر بر هم زند. بعد دچار یأسی التماسگونه میشوم: متعجب به اطرافیانم مینگرم تا کشمکش درونم را دریابند، اما این جنگ را نمیفهمند. عاجز شدن همین است که کلمات را گم کنی، کلمات که دور شوند دیگر نمیتوانی تصویرسازی کنی.
همچنان دست و پا میزنم تا از این معلقی بیرون بیایم و افعال همچنان تکرار میشوند: نوری سفید و خیرهکننده در برابر چشمانم، ناشنوایی و به خاطر نیاوردن کلمات. حالا متونی جدید متولد شده است که فقط خودم میتوانم بخوانمشان: آفرینش موجودی تازه که حقیقتی دگر از توست. تلاش را کنار میگذاری و تا مدتی تسلیم موجودی دیگر میشوی تا منی دیگر را تجربه کنی.
تولد جدیدت را که همزمان شده با همان تولد تکراری و عادت وارت تبریک می گم.
احساس می کنم حس خوبی است که دوباره متولد شوی و خودن رو دوباره از نو بسازی ولی در عین حل بسیار ترسناک.
از خوندن نوشتت و حس و حالت بهم حس خوبی دست داد که دلیلش را نمی دانم....!
تولد درونت و تولد خودت مبارک:)
***
بهار:
مرسی رضای داروگ
و ممنون از اینکه خوشت اومده. :)
Posted by: داروگ on March 28, 2009 11:25 PM
سلام. از اين متنت خوشم اومد. نميدونم دقيقا چرا . با تاثرات حسي ديداري و شنيداري (نور و صدا) به معاني تداعي شوندة ذهني ميرسيم و از اين همه يكباره هيچ معنايي در ذهن شكل نگرفته است! مثل اين است كه به آدمي شوك برقي داده اي اما زباني ندارد كه فرياد بكشد. تهي تهي است. از سوي ديگر دست و پا ميزند كه چيزي به چنگ آورد براي فرياد شدن و ذهن همچنان خالي است.
آنچه آفريده ميشود دستاوردي لمسي و مربوط به بساوايي است: يك موجود.
عجيب است از حواس به سمت مفاهيم و در آن ناكجاآباد قيقاج به سوي حواس و موجودي كه متن است: تجربه اي انتزاعي از دست سودن و لمس كردن.
يكباره همه چيز گويي در امواج سوررئاليسم محو و ناپيدا ميشود.
***
بهار:
چه خوب که خوشت اومده آقای دکتر!
آخر خود نویسنده هم موقع لمس چنین تجربه ای دچار شوک عجیبی شده بود و می خواست فریاد بزند و نمی توانست، همان تهی که می گویی :)
Posted by: رضا on March 28, 2009 11:40 PM