معمولا در روزنامهها و مجلات وقتی چندین و چند مطلب را یک نفر مینویسد، یا اسمش را برای یک مطلب میزنند و باقی بدون نام میماند، یا نامهای مستعار میگذارند. حالا فرض کنید مجلهای را که مقاله علمی دارد و چندین مقاله را یک نفر نوشته باشد. مسلم است که او برای مقالههایش زحمت کشیده، ایده داده و نمیشود نام مستعار گذاشت، چون هر کدام از مقالهها برای نویسنده درجه و اعتبار علمی دارد. از طرفی نمیشود مقالهها را بدون نام گذاشت. مقالهها باید ـ میفهمید که «باید» ـ در همین شماره چاپ شود. پس باید چه کرد؟
پ.ن. 1. میدانید استاد! وقتی چندین بار نامتان بالای مقالهها تکرار میشود، آن وقت همه میفهمند پشت پرده ماهنامه«تان» چه میگذرد!
پ.ن. 2. راستی بد نبود اسم دانشجوی بدبختی را که برای مقاله زحمت کشیده کنار اسمتان میآوردید. اینطوری کمی ـ فقط کمی ـ جای احترام برای خود میگذاشتید.
حدود 1 ماه پیش یرای 1 کار تحقیقاتی نیاز به چند تا پایان نامه داشتم ، رفتم سازمان منابع علمی کشور یا همون ایران داک خودمون ، اونجا بالاخره پس از کلی سر و کله زدن با اپراتور محترم ، ،فقط و فقط 1 پایان نامه پیدا کردم که فقط 30 صفحه از اون رو بهم می دادن و استاد راهنمای اون پایان نامه بر حسب اتفاق مدیر گروه عزیزم ؟!؟! بود...
اومدم خونه خواستم یه جوری اینارو دور بزنم و بتونم به کل پایان نامه دسترسی پیدا کنم.
وقتی اسم پایان نامه رو سرچ کردم ، به یک مقاله در یک فصلنامه معتبر برخوردم که دقیقا اسم مقاله موضوع پایان نامه و مطالبش ، مطالب پایان نامه مذکور بود با این تفاوت که نمی دونم چرا بجای اسم دانشجوی بیچاره ، اسم مدیر گروه ما و یکی از همکارانش بعنوان نویسنده مقاله زیر تیتر مقاله خودنمایی می کرد...!
در مملکت اسلامی از این چیزا کم نیست ، ما چشامون رو روش بستیم.....!
***
بهار:
خب استاد راهنما میتونه پایان نامه ای که با دانشجویش کار کرده رو تبدیل به مقاله کنه برای چاپ, یا کل پایان نامه و بعضی وقتها هم یک پایان نامه تبدیل به چندتا مقاله میشه. اما چرا یکی از همکاراش رو آروده و اسم دانشجو رو نه. دیگه از زرنگ بازی های بعضی از اساتیده.
یه احتمال هم داره اینکه استاد راهنما با کسی دیگه روی پروژه ای کار می کرده و به دانشجو پیشنهاد داده که کار رو اون مفصل تر به عنوان پایان نامه ادامه بده. اگه این احتمال درست باشه دیگه استاد زیر سوال نمی ره! :)
Posted by: داروگ on March 26, 2009 07:36 AM
بسم الله الرحمن الرحیم
سال نو مبارک. متأسفانه این داستانها بیش از آنکه تصور شود دیگر عادی شده است. خدا عاقبت ما را به خیر کند!
***
بهار:
سال نوی شما هم مبارک! :)
جالبی اش این است که دانشجوها از تمام ظرافتهای رفتاری اساتیدشان مطلع هستند و در تعجبم که اساتید با چه مهارتی به روی خودشان نمی آورند.
Posted by: امید on March 26, 2009 04:47 PM
مثل اینکه دوست داری این درسو دوباره بگیری دختر جان
با احترام_استاد مربوطه!!
***
بهار:
:دی
نه که دوست نداریم. گمونم خرم از پل گذشته باشه
Posted by: mehdi dolati on March 26, 2009 07:29 PM