میگویم دیگر دست و دلم به نوشتن از عکسها نمیرود؛ او که نیست، عکسنوشتههایم را نشان که بدهم. میگویم انگار نمیشود وارد دنیای عکس شوم و قرار هم نیست که بشود... و حالا انگار یک رگ حیات من که علاقه زیاد به عکاسی است، دارد میخشکد. میگوید عاشق باش و جهان را مثل او ببین.
حالا میخواهم دیوانگی کنم، فریاد بزنم، بیخیال نداشتههای دنیا شوم، بنویسم و ثبت کنم.
* میرزا نصیر اصفهانی
فلک را جور بیاندازه گشتست. دوستش دارم