شعر


مجموعه شعر، انتشارات بوتیمار، 1391



بایگانی


جست‌وجو

حقوق

Image: Intuitivmedia
Powered by: Movable Type 3.2




« ... | Main | ... »

September 14, 2008 12:44 AM
ال اس دی و جاذبه‌ی عشق

از پنجره‌ی اتاق تاریکم به بیرون خیره شده‌ام
ستاره‌ای انگار از پشت ابرها بیرون می‌آید و به من چشمک می‌زند
پلک که می‌زنم گمش می‌کنم
من در اتاق، تنهایی را احساس می‌کنم

***

کلبه‌ی کوچک من، تنگستن را ندیده است
دلهره وجودم را فرا می‌گیرد
بنویس:
سرد، سرد، سرد، سرد، سرد، سرد، سرد، سرد

***

جیرجیرک دارد جیرجیر می‌کند
به ال اس دی فکر می‌کنم و جاذبه‌ی عشق
سکوت باید صدمه ببیند

***

زنگ به صدا در می‌آید
آیا این آغاز یک جنگ است؟
گوش می‌کنم

***

دوست دارم فریاد بزنم
کودکان آواز دسته جمعی می‌خوانند
این یک تناقض پهلو به پهلوست

***

بهار است
بگذار زنبورک‌زن، زنبورکش را بنوازد و چوپان نی‌اش را
گوزن، آلاله، برف، غم
لالایی، لالایی، لالایی

***

آن دورتر ها انگار دخترکی دارد می‌نالد
نفس نفس می‌زند
آه، آه، آه

***

جعبه کبریت را بردار
چشمانت را ببند
کبریتی روشن کن
و
در دستت نگه دار
بوم، بـوبـــوم، بوبوم، بوم

***

باران طراوت است
به اطرافت نگاه کن؛ خوب نگاه کن
این آغاز یک پایان است؛ بازگشت به بی‌گناهی

***

قطره‌های باران به روی سطل پر از آب می‌چکند
و
من در اتاق تاریکم، تنهایی را می‌بینم


موستیو/ 2006