شعر


مجموعه شعر، انتشارات بوتیمار، 1391



بایگانی


جست‌وجو

حقوق

Image: Intuitivmedia
Powered by: Movable Type 3.2




« سکوت | Main | ارثیه »

February 22, 2008 09:20 AM
تصویر ِ شهرـ 2

بیست و پنجمین شماره‌ی هزارتو با موضوع «شهر» منتشر شد.
در این شماره از «تراژدی کلان‌‌شهر» نوشته‌ام؛ اما تا دل‌تان بخواهد می‌شود از سرمستی بوی قهوه‌ها گفت، از کافه‌ها، از کوچه‌باغ‌هایی که ناگهان کشف می‌شوند، از خیابان ولی‌عصر و درختان انبوهش، از غروب‌هایی که بی‌خیال دودها رنگ‌های دلپذیری می‌آفرینند، از شب‌های بارانی، از دوستی‌هایی که هنوز هست، از دوچرخه‌سواری‌های چیتگر، از عطرفروشی‌های وزرا، از کتاب‌های انقلاب، از فیلم‌های ناب دستفروش‌ها، از کوچه کناری دانشگاه، از جنب‌و‌جوش‌های مردم ِ اولِ صبح و ...




نظرها:

اگنس ...
***
بهار:
بله.


Posted by: سوسن جعفری on February 22, 2008 01:18 PM


حرف هات اون ور درست و حسابی بود. ولی این یکی اینجا بیشتر چسبید. چه باید کرد؟

***
بهار:
مهم چسبیدنه آقا! D:


Posted by: نیم on February 22, 2008 10:13 PM


“….قطاری که نزدیک و نزدیکتر می آید.
هارمونی يکنواخت چرخها,
چرخهایی که سالهای سال
نقطه تلاقی اين دو خط موازی را
در دور دستها جسته اند…..”

“تلاقی” آخرين دستنوشته “دلتنگ دلتنگی های آسمان” در انتظار نگاه گرمتان است!


Posted by: دلتنگ دلتنگی های آسمان on February 23, 2008 08:57 PM


میگم:ما که بالاخره نفهمیدم،راز این کوچه پشتی دانشگاه چیه؟
برا من که یه حال و هوای عجیب و غریب داره...


Posted by: sepideh on February 24, 2008 11:23 PM


شاید نه همه اش را با جزئیات اما فضای نوشته ات را درک کردم. من شهرم را گم کرده ام بهار. شهری که دوستش دارم را. آدمهایی که دوستشان دارم را. دوستانم را. همه. همه کس. همه چیز.
***
بهار:
آزاده جانم. من هم همینطور. نشانه اش همین 5 ماه در خانه ماندن و بی خبری کامل از همه ! :)


Posted by: آزاده on February 29, 2008 12:43 AM


ارسال نظر:

Name:


Email:


Website:


Comment:



Remember info?