bahar.mohamadi@gmail.com


لینکدونی


پيوندها
قصه‌های عامه‌پسند*
کیبرد آزاد*
توکای مقدس*
زاویه دید*
مامهر*
خواب زمستانی*
میرزا پیکوفسکی*
سام جوانروح*
A Man Called Old Fashion*
لحظه*
پاگرد*
... و غیره
Neverland
هادی‌نامه
یک پزشک
خبرنگار
شبکه تار عنکبوتی رنگین
ضدخاطرات
راز
جامعه‌شناسی و زندگی روزمره
مسعود بهنود
سرای بی‌کسی
روزنامه‌نگار نو
ناتور
کافه ناصری
فل‌سفه
داداشی و من
ترجمه
یک سبد آواز نو
مداد سیاه
MooShot
لگوماهی
نقطه الف
نقطه ته خط
تنها اگر دمی
دات
تبارشناسی پاییز مه‌آلود
چرک‌نویس
زن‌نوشت
کتاب‌های عامه‌پسند
کسوف
صفر
Not necessarily about everything...
سر هرمس مارانا
رو در رو
نیما دارابی
سخن
قصه نگفته ماند
ویان
پرگار
پارسی‌خوان
ویدا
دازاین
PiXEL
فاوا
مانا
دیهور
خارج از زندگی
از زندگی
شیوا مقانلو
یک ذهن زیبا
یغورت
اخبار ارتباطات
قاصدک*
عکاسی
رخداد
اثرات تجسمی نقطه الف
نشانه
نقد فرهنگ
روابط عمومی کاربردی
ژرفا
کافه سایبر
مریم فخیمی
قطعه گمشده
علی امیرمؤید
ابر آبی
کارگاه
رسانه‌های اروپا، آمریکا، آسیا
British Newspapers
روابط عمومی الکترونیک
Second Self
یادداشت‌های یک معترض
عروسک کوکی
الپر
زامره
پایگاه اطلاع‌رسانی علوم ارتباطات ایران
B A R A K A
درباره نشانه
دکتر سعیدرضا عاملی
افشین

Powered by
BlogRolling

بایگانی


جستجو
آگهی




حقوق

« روشنفکری | Main | اثرگذاری ِ قسطی »

January 2, 2008 12:03 PM
گسست

خالق می‌کوشد با زیباسازی متن، زشتی کلمات‌اش را پنهان کند. سپس با شیدایی به نظاره‌ی انسانیتِ به سقوط کشیده شده، به نظاره‌ی به‌به و چه‌چه توریست‌ها می‌نشیند. او با عریانی محتوا، متنی منجمد می‌آفریند.
این گونه پشت پا زدن به کلمات، منجر به انحلال متن می‌شود زیرا که زایرِ ِ در جست و جوی معنا را از ژرفا به سطح می‌کشاند. این گونه شورش‌گری در متن و مخاطب را به قربان‌گاه بردن متن را راکد می‌کند.
خالق فراموش کرده است که تعصب حماقت می‌آفریند.




نظرها:

خوب برای کسانی که تلاش می کنند زوری هم شده ادا در آورند این تنها راه است دیگر ! می شود به همه اجازه ی ابراز داد یا همان آزادی بیان !


Posted by: ویان on January 7, 2008 02:09 AM


salam toy site hezarto ba shoma ashna shodam. khosh halam ke site dari badan matalebesh ro kamel mikhonam

آبي مهتاب
گرمي آفتاب
بر تن سيمين من بتاب


Posted by: كيومرث زرافشان on January 7, 2008 11:09 AM


وه! قشنگ/خوب بود واقعا. مهم بود.


Posted by: naghdali on January 7, 2008 09:31 PM


کاش چند تا مثال عینی هم می زدید.
***
بهار:
مثال عینی به چه کار می آید، درون مایه ی حرف من چیز دیگری بود.. وگرنه مثال عینی اش را مطمئنم بارها دیده اید!


Posted by: فرهاد on January 8, 2008 09:09 PM


مرسی خانوم بهار...!!!
***
بهار:
خواهش می کنم خانم! :)


Posted by: رها رسپینا on January 8, 2008 10:47 PM


مثال عینی به کار روشن تر کردن منظور شما می آید. هر چند که اطمینان شما از بابت زیاد بودن این گونه مثال ها و این که هر کس به موارد فراوان آن برخورده است، اطمینان درستی است.
مثال عینی ضمناً می تواند صحبت شما را از حالت انتزاعی خارج کند.
هنوز منتظر نظر شما در مورد طنزهای "بهشت گمشده" هستم، چون به دانشگاه خودمان "دانشگاه صنعتی ملانصرالدین" مربوط می شود.
***
بهار:
میدانم که مثال عینی به درد این کارها می خورد آقا! گمان می کنم منظورم روشن باشد هنوز! :)


Posted by: فرهاد on January 11, 2008 10:41 PM


یا اینکه می کوشد با زیبا کردن کلمات بی ارزش بودن محتوا را زیبا جلوه دهد
***
بهار:
هوم... خوب این نوع دیگری می شود البته! :)


Posted by: پری on January 12, 2008 10:37 AM


بله، کلیت اش روشن است. بگذریم.
در مورد این که کدام دانشگاه را عرض می کنم، اگر لطف کنید و یکی دو مطلب مرا بخوانید معلوم می شود.
مگر شما کلاً تا به حال در چند دانشگاه تحصیل کرده اید؟ :)
خواجه نصیر را عرض می کنم.
***
بهار:
تا به حال که در دو دانشگاه!
:)) حدس زدم خواجه نصیر باشد، خواستم مطمئن شوم


Posted by: فرهاد on January 12, 2008 11:25 AM


ارسال نظر:(نظر شما پس از تأیید، منتشر می‌شود. با تشکر)

Name:


Email:


Website:


Comment:



Remember info?