bahar.mohamadi@gmail.com


پيوندها
ERROR: http://rpc.blogrolling.com/display_raw.php?r=6d5d5c24151cb65d1eeeb60d22369f6e is currently inaccessible

بایگانی


جستجو
آگهی

NOTHING


حقوق

« باواریا | Main | روشنفکری »

December 8, 2007 11:00 PM
بارکُد

بی‌آنکه کمی درگیر خیالات شوم، دنیا را غرق ِ در انسان‌های بارکُدی می‌بینم: کارت‌های اعتباری، کد اشتراک‌های آژانس‌ها و رستوران‌ها، کارت‌های حضور و غیاب و ... در نهایت کد ملی: یک دارایی مشترک و بی‌بدیل. طرح هویت انسان‌ها با شماره‌هایی مدرج و انحصاری، وضعیتی که هر کس و هر چیز یک شماره سریال دارد، انسان‌های یک‌بعدی، رقمی، انسان‌هایی که می‌توانند جعل شوند، انسان‌های ناپایدار با خودهایی به حاشیه رفته، انسان‌هایی انضمامی، وضعیتی که اندرسون برای آن از استعاره‌ی «خانه‌ی شیشه‌ای» استفاده می‌کند.




نظرها:

نمی دونم چرا یاد یک فیلمی افتادم که هر چی فکر می کنم اسمش رو یادم نمی آد. راجع به یک منطقه ای بود که به خانواده ها اجازه ی باردار شدن نمی دادن (حالا یادم نیست کلا نمی دادن، یا مثلا بیشتر از یکی رو اجازه نمی دادن)
***
بهار:
فیلم رو نمی دونم ولی احتمالا منطقه توی کشور چین نبوده؟! D:


Posted by: یاسمن on December 10, 2007 07:56 PM


آدم ها کد نمی پذیرند. یعنی اگر بخواهند ها هم، نمی پذیرند!
اینها مال قصه هاست... فقط آدم ها ممکن است از عدد و رقم و کد هم جلو بزنند. به این طریق که عدد و رقم دست کم آزار نمی رسانند. :)
...
هیچی بهار جان! هر چی بود گذشت..
***
بهار:
ما هویت مان توسط همین شماره سریال ها ابراز می شود، یا اصلن خودمان را با همین شماره ها ابراز می کنیم. مگر اینکه زندگی را واقعی را قصه بپنداریم! ;)
امیدوارم خوب باشی و سلامت! :)


Posted by: آذین on December 11, 2007 06:33 PM


اينجور نگراني ها معمولا بيهوده ست ، در دنياي جديد ، همه زيبايي هاي دنياي قديم هست ، با اين تفاوت كه هنوز اشراف كامل به آنچه بسويش مي رويم وجود ندارد ، جهل به هر چيز وهم به آن را موجب مي شود .
***
بهار:
آیا من گفته ام نگرانم؟!
منظورتان از زیبایی چیست؟ زیبایی های دنیای قدیم در دنیای حال وجود دارد؟ به سوی چه می خواهیم برویم و مگر می شود بر آنچه در آینده روی خواهد داد اشراف کامل داشت؟...


Posted by: احمد on December 12, 2007 12:57 AM


سلام
با مطلبی با عنوان " انسان و آزادی " به روزم
از نظر شما بهره میبرم


Posted by: حميد موذني on December 12, 2007 10:51 PM


درود بر تو.به نظرم واقعی تر از واقعیه حتی


Posted by: سیاوش on December 13, 2007 06:24 PM


این هم یه نوع دید می تونه باشه اما انقدر چیزای ناراحت کننده هست که مدت هاست "شیشه ای شدن"رو یادم رفت


Posted by: zan on December 15, 2007 01:49 PM


انسان مدرن : موجودي كه س-ك-س ميكند و روزنامه ميخواند


Posted by: AliReza on December 20, 2007 05:19 AM


146
7833038
17
56641
79856
56
61
19b568
uventus
هر کدوم قسمتی از منن و من هیچ کدوم نیستم


Posted by: شاه رخ on December 20, 2007 08:00 AM


سلام و چنين است حال دانشجويي كه به اجبار در كلاس درس استاد جامعه شناس برجسته اي مي نشيند و با همه پيچيدگي ها ، رازها و علايقش ، با انبوهي از سوالهاي بي جواب ، در نگاه سرد و كمي گراي استاد ، كيفيت اين حضور، فقط با يك " تيك" در ليست حضور وغياب، متناظر است!
***
بهار:
کیفیت حضور به دانشجو ربطی ندارد؟!


Posted by: كفش هاي مكاشفه on December 28, 2007 03:55 AM


سلام.به نشاني زير سري بزنيد:
http://www.ha-bananej.blogfa.com/post-101.aspx


Posted by: كفش هاي مكاشفه on December 28, 2007 12:27 PM


ارسال نظر:

Name:


Email:


Website:


Comment:



Remember info?