«احتضار» متنی کوتاه و بیپایان برای این شماره در باب عکاسی و خیانت:
«آنگاه که عکاس خود را از قواعد محصورکنندهی عقلی به دور کند و به سوژه با مهر بنگرد، استعارهی شگرفی میآفریند. استعارههایی زنده که مجال و روح تفکرند. او سایه روشنها، رنگها و تکنیکها را به خدمت میگیرد تا موجودیتی بیبدیل بیافریند، موجودیتی که نور و زمان را از آن توان گریختن نیست. موجودیتی که منادی تکثر معنا و پویایی معناشناسانه است. عکس با تکثر معنا، مهارناپذیر شده و در تعین مفهومی در قلمرو ثابتی قرار نمیگیرد...»
سلام
با مطلبی با عنوان " تاویل ماشین نوشته ها" و برسی کارکرد رسانه ای و جامعه شناسی آنان به روزم
از نظر شما بهره میبرم
Posted by: حمید موذنی on October 23, 2007 12:53 PM
سلام هموطن ایرانی. سایت یاهو که آدرس ایمیل من و شما در آن قرار دارد و روزانه با مسنجرش چت میکنیم، نام کشور من و تو را از لیست کشورهایش در صفحهی ثبت نام حذف کرده. اگر غیرت و عرق ملیات اجازه نمیدهداین ننگ را بپذیری، با لینک دادن به صفحهی http://helloyahoo.net از طریق کلیدواژهی Yahoo mail به بمب درحال پیشرفت علیه یاهو کمک کنید تا کوچکترین وظیفهی ما به کشورمان ادا شده باشد... متشکرم
Posted by: یک رهگذر on October 23, 2007 04:52 PM
اینجا شده خبر گذاری هزار تو :دی
***
بهار:
نه! دلیلش اینه که من خیلی خیلی کم می نویسم و آپدیت های هزارتو هم پشت سر هم می شوند. :)
Posted by: داستانک on October 23, 2007 07:28 PM
مطلبت رو خوندم در مورد پارادوکسی که نوشتی حرف داشتم
***
بهار:
مرسی عزیزم! من هم جواب دادم :)
Posted by: آزاده on October 26, 2007 07:14 AM
متن بسیار زیبایی بود.
لذت بردم
***
بهار:
ممنون! :)
Posted by: بهمن on October 26, 2007 08:32 PM
سلام
مخلص
با مطلبی از سر تاسف در مرگ 151 دلفین در سواحل خلیج فارس با عنوان " انسانم آرزوست " به روزم
از نظر شما بهره میبرم و دیالوگ ایجاد میشود
Posted by: حمید موذنی on October 30, 2007 11:55 PM
انسانها ، بيش تر درجست و جوي تكه هايي از آرامش اند تا رهايي . چرا كه براي آنان قفس امري محتوم و اجتناب پذير است و بيشتر از يك قفس خودساخته ذهني رنج ميبرند كه در بيشتر موارد آنان را وادار ميكند هرچيز را بدون سئوال و اعتراض بپذيرند و تلاشي در جهت شكستن سرنوشتي كه معتقند از پيش برايشان مقدر شده است ، نشان ندهند. و اين نمونه ايي از Determinism است يعني هرچيز از قبل شكل گرفته است و اراده آدمي در آن بي تاثير است(( عاجز از هر كار مگر درد كشيدن . تنها تسلاي خاطر اين ميتواند باشد كه چه بخواهي و چه نخواهي اتفاق مي افتد.)) آنها مانند قهرمانان كتاب حريم اثر فاكنر در جستجوي تپه آفتاب گيرند كه تنها براي لحظاتي كوتاه از آرامش و گرماي خورشيد لذت ببرند . آنها انسانهاي كاملا معمولي اند كه شايد بيشتر شان در جستجوي حقيقت و امر متعالي نيستند .البته شايد به ظاهر بسياري از انان در ظاهر نقابي از مرداني در جستجوي حقيقت برتر بر چهره داشته باشند ولي ايا اين همه حقيقت است؟
Posted by: اون اقاهه on November 9, 2007 02:44 PM