1.
«بیادی» نایب رئیس شورای شهر تهران، هدف از خشونتهای پلیس را آرامش بخشیدن به جامعه میداند و با پرت و پلاگویی به آن مشروعیت میبخشد. او در جواب «ابتکار» که به طرح مبارزه با بدحجابی اعتراض کرده میگوید: «افرادی را به در خانه خانم ابتکار میفرستم تا با دیدن آنها گریه کنند و باور کنند که این طرح باید اجرا شود»، چنین اعمالی را برخورد با طاعون معرفی میکند:«برخورد با پدیدآورندگان ناامنی اجتماعی و بدحجابی برخورد با طاعون است». افرادی همچون او، به توجیههایی آشکارا محال میپردازند، توجیههایی هذیانی که نام «خشونت» را به «طرح افزایش امنیت اجتماعی» تغییر میدهند که اولین ِآن طرح مبارزه با بدحجابی است، دومیناش برخورد با اراذل و اوباش، سومی برخورد با معتادان خطرناک و چهارمی... . آیا این خشونت ابزاری است برای رسیدن به عدالت و اهداف عدالتخواهانه ؟!
این روزها حضور شبحگون پلیس در گوشه و کنار شهر چه در برخورد با «زنان بدحجاب» و چه در برخورد با «اراذل و اوباش» حاکی از وخامت خشونت است، خشونتی مخرب. وحشیگری صرف: یوغ نهادن بر گردن «اراذل و اوباش».
اما این خشونت بازنمودی از آنچه که حقیقتاً وجود دارد، نیست. زیرا در مدل نشانهشناسی در رابطهای گنگ قرار گرفته و مثلث دال، مدلول و مرجع را کامل نمیکند. دال و مدلول پذیرفته و شناخته شده است اما مرجع نه، زیرا اصل بر گناهکار بودن افراد است مگر اینکه خلافش ثابت شود و این نشان میدهد که خشونت اگرچه معنادار است، اما با واقعیت رابطهای ندارد؛ قانون پلیس هیچ قانون ثابت و مشخصی ندارد در نتیجه به وضوح به نمایش خشونت با شگردهای شامورتیبازان، همان معرکهگیری و مرشدبازی تبدیل میشود.
این نمایش خشونت، این دموکراسی بسیار کامل توسط دولتی است که احکام خود را بیمحاکمه اجرا میکند، این کودتایی است که با تار و پود خواب و خیال بافته شده.
2.
خشونتهای امروزی کالایی تازهوارد است تا همهی ما را به سمت خود جذب کند. هجوم خبرها، توسل به خبرهایی صرف و حتی بدون توجه به روشهای خبرنویسی، خبرهایی مضحک و خندهدار: «روز ششم از طرح افزایش امنیت اجتماعی؛ ناصر قهوهچی، بیگجه، ... و محمد کثافت که به اذیت و آزار و باجگیری از مردم میپرداختند، دستگیر شدند....» (اولین خبر ِ اخبار 7:30 شبکه رادیویی جوان، چهارشنبه 2 خرداد) پخش گزارش، گفتگو و مصاحبهها، و پر کردن گوش و روان افراد جامعه مبنی بر وجود ناامنی در جامعه، برخورد با «طاعونیان» و خشونت گستردهی پلیس، علاوه بر افزایش اضطراب و ترس در افراد جامعه و همراهیشان در نمایشهای خیابانی خشونت، زنگ خطری است برای از بین بردن آگاهیمان. تجربه ثابت کرده است که هجوم چنین اعمالی توسط دولت در جامعه (نه فقط بازیهایِ خشونت، بلکه هر عملی که افراد جامعه را به خود مشغول کند و قدرت درک و آگاهیشان را کاهش دهد) ابزاری است برای سرگرم کردن مردم، تا از نمایشهایی که کشورهای قدرتمند جهانی برای ایران تدارک دیدهاند و یا اتفاقهای مهم داخل ایران، غافل بمانند. بدترین تصمیمهای سیاسی و حکومتی برای ایران در زمانی صورت گرفته که مردم توسط حکومت به بازیای کشانده شده، و مشغول هو کشیدن و تشویق کردن هستند.
منبع عکسها: فارس + المزخرف
ممنونم بهار جان به خاطر جواب...
کاش تصویر آن دختر را که صورتش خونین شده بود به خاطر برخورد نیروی به اصطلاح انتظامی، (سر مسآله ی حجاب) گذاشته بودی... با این عکس ها مخالف نیستم ولی آن عکس نمونه ی بهتری از خشونت طلبی مقامات مسئول فعلی بود...
ضمنآ من هم به- روز کرده ام، با عنوان "جشن شکلات". یادداشتی در مورد فیلم شکلات...
پیروز باشی
***
بهار:
خواهش می کنم.
یادداشت ات رو حتماً می خونم. :)
Posted by: نیما on May 25, 2007 08:15 PM
سلام...تحليل هاي جالبي مي كنيد...كاملا موافقم كه اين يك جور ايجاد سرگرميه..فقط متاسفانه همه ما بازيچه مي شيم...همه چي كاملا روانشناسانه پيش مي ره...فكر مي كنيم اگه با طرح مبارزه با بد حجابي به اين شكلي كه هست مبارزه كنيم و درگير بشيم ميتونيم به حقمون برسيم...غافل از اينكه همين يه بازيه كه اينطوري طراحي شده كه ما حتما همينطور برخورد كنيم تا بعضي ها از آب گل آلود ماهي بگيرند...دلم مي خواد پادزهزي عمل كنيم نه اينكه به زهر پاسخ مثبت بديم...نمونه ديگه همين فيلم مسخره اخراجي هاست كه ملت به جاي اينكه مخالفت كنند با يك فيلم بي محتوا كه كارگردانش هم سابقه فرهنگي درستي نداره، با استقبالشون كلي بهش جايزه دادن كه: دستت درد نكنه كه برامون كليشه ساختي!!!!!!
Posted by: Maryam on May 27, 2007 11:11 PM
Posted by: آزاده on May 30, 2007 09:47 PM