شعر


مجموعه شعر، انتشارات بوتیمار، 1391



بایگانی


جست‌وجو

حقوق

Image: Intuitivmedia
Powered by: Movable Type 3.2




« 25 | Main | بی‌وقفه بخوانید: »

April 3, 2007 08:57 PM
شربت بهارنارنج

گاهی
باید
لذت عطر باغ‌های بهارنارنج را
باغ‌های بهارنارنج ِ باران‌زده‌یِ اردیبهشت را
در لیوانی بی‌احساس
و سردتر از دستانم
در کافه‌ای
آغشته به دود سیگار
خلاصه کرد،
به تنهایی.




نظرها:

:(
گاهی
به تنهایی
باید
...
***
بهار:
گاهی
تنها بیدار باید بود.
تنها،
باید،
بود.
(ضیاء موحد)
:)


Posted by: moostive on April 3, 2007 09:39 PM


...


Posted by: اتشونر on April 3, 2007 10:54 PM


به تنهایی...
***
بهار:
;)


Posted by: یاسمن on April 3, 2007 11:47 PM


اگه فقط گاهی باشه اشکالی نداره.


Posted by: ! me on April 4, 2007 12:54 AM


گاهی وقتها میشه ازبهار نارنج،
تافضای قصه ها رفت.
یک نفس خندید وگریه،
تا چشای انتظار رفت.


Posted by: خانه ما on April 4, 2007 01:19 AM


آدم ياد احمدرضا احمدي مي افته


Posted by: شاه رخ on April 4, 2007 09:59 PM


وبلاگ فوق العاده ایی دارید باید بگم خوشحالم که با وبلاگتون اشنا شدم ... .
شاد وپیروز باشید.
***
بهار:
مرسی، نظر لطفتونه! :)


Posted by: میرا on April 6, 2007 02:42 AM


این چینش خطهای اول آدم را پر از احساسهای خوب و دوست داشتنی می کند و خطهای بعد ناگهان روی تمام این صفحه سفید خطهای سیاه تنهایی می کشد.
بهارنارنج را که می خوانم بوی عطرش که در کوچه باغهای زیبای شیراز پیچیده احساس می کنم.
***
بهار:
دقیقاً من هم به یاد باغ دوست داشتنی شیراز افتادم ، مست ِ بهار نارنج! :)


Posted by: علی حیدری on April 6, 2007 08:58 AM


سلام
وبلاگ قشنگی داری
موفق باشی
به منم سر بزن بابای


Posted by: yasaman on April 8, 2007 04:41 PM


آی گفتی. حالا کدام کافه ای آب نارنج می دهد؟ یا نارنج ناد مثلا؟
***
بهار:
آب نارنج که نه، اما بعضی کافه ها «شربت بهار نارنج» دارند. مثلاً 78


Posted by: نیما on April 14, 2007 01:27 AM


ارسال نظر:

Name:


Email:


Website:


Comment:



Remember info?