شعر


مجموعه شعر، انتشارات بوتیمار، 1391



بایگانی


جست‌وجو

حقوق

Image: Intuitivmedia
Powered by: Movable Type 3.2




« بهاری دیگر | Main | 25 »

March 25, 2007 10:40 PM
پیکسل‌های مقدس

بازی ابر و نور و دریا، بازی رنگ‌ها، پر از عشوه‌گری: معجزتی شگفت!
نورها فریاد می‌کشند: فریادی آبی، آبی ِ پی‌درپی.
جایی که دریا و آسمان همدل می‌شوند. واژه‌ها فوران می‌کنند، واژه‌هایی مقدس که تن به قلم نمی‌دهند، واژه‌هایی که مکتوب نمی‌شوند. نقطه‌نقطه‌ی دریا، زمین، ماسه‌ها، ابرها، آسمان و حتا آن قایق با مخاطب حرف می‌زند، درست و به جا، بی‌هیچ حرف اضافه، بی‌هیچ حرافی.
جایی که لذت حضور را به مخاطب تقدیم می‌کند. ساحلی که نه مخاطبان عکس را منفعل باقی می‌گذارد و نه مخاطبان منظره‌ی واقعی را: پیش روی‌شان پر از کشف نور، آبی و پاکی، پر از کشف واژه‌ها و نت‌ها، پر از موسیقی.
اینجا همان ساحل سرخوشی‌بخش است: طرح‌واره‌ای حقیقی، پر رمز و راز، با واژه‌هایی درخشان و با ضرباهنگی روح‌نواز.


+ عکس از محسن رسول‌اُف. اینجا می‌توانید عکس را در اندازه‌ی بزرگتر ببینید.




نظرها:

واقعا که "پیکسل‌های مقدس" :) اعجاز‌آمیزتر از خیلی چیزهائی هستند که می‌خواهند معجزه‌آمیز به نظر برسند؛ شاید به این دلیل ساده که واقعا "به نظر" می‌رسند.
و این عکس محشر بود... هرتکه‌اش رنگ‌هائی را داشت که دوست دارم و هر رنگی سر وقت‌اش انگار ظاهر می‌شد. و انگار با تمام چیزهائی که می‌شود در یک تصویر جمع شود (و البته این را نمی‌دانم چطور توضیح بدهم. به همین گنگی، حس‌ام است!!!).
زیبا بود واقعا.
و خیلی ممنون که سر زدید. راست‌اش باید اعترافی بکنم (گمان‌ام دوباره!)؛ کامنت‌دانی را که باز کردم و دیدم "بهار" برای‌ام کامنت گذاشته (پای یادداشت بهارانه)، یک‌لحظه جاخوردم و لبختد زدم؛ اعتراف می‌کنم به اسم‌تان حسودی‌ام شد P:
من هم برای شما سال بسیار خوشی را آرزو می‌کنم، با روزهای همه خوب و باب‌میل، و سرخوشی و پیروزی مدام و مداوم.
شاد باشید امیدوارم :)
***
بهار:
چه ذوق زده شدم نسبت به اسمم، ممنون از لطف‌ات و آرزوهای خوبت :)


Posted by: ساسان م. ک. عاصی on March 26, 2007 12:57 AM


inja hast ke pahaye berahne faghat mitunan narmi shen ha ro hes konan!
***
بهار:
درسته، یه حس خوبی به ساحل دارم که دقیقاً نمی تونم بیانش کنم الآن، اما اینجا خود خود زندگیه اگرچه برای چند ساعت باشه. مطمئناً محسن عظمت این زندگی رو کاملاً درک کرده. :)


Posted by: sun on March 26, 2007 07:53 AM


واااااااااااای! خیلی زیباست...
مرسی (:
***
بهار:
:)


Posted by: ویدا on March 26, 2007 11:30 AM


سلام بهار جان! عکس فوق العاده س ! دست محسن عزیز درد نکنه ! و شما که متن زیبایی براش نوشتین :)
***
بهار:
سلام و ممنون. واقعاً به محسن باید "دست مریزاد" گفت به خاطر ثبت چنین لحظه ای. :)


Posted by: از زندگی on March 26, 2007 02:05 PM


bahar jaan mikhastam sale no ro behet tabrik begam, ba takhir albate. ishalla ke khoob o khosh bashi. akse besyar zibayi ham entekhab kardid.
***
بهار:
ممنون مریم جان.
تو هم همینطور! :)


Posted by: maryam on March 27, 2007 12:05 AM


چه اسم قشنگی داره این پست
***
بهار:
جدی ؟! مرسی :)


Posted by: رضا on March 27, 2007 03:23 PM


قشنگیش به ننوشتن و نگفتته به حس کردن با نفس عمیق و رویه هاست
***
بهار:
من هم حس ام رو با نفس عمیق نوشتم که ثبت بشه در خاطره! :)


Posted by: مریم بانو on March 28, 2007 12:16 AM


بهار تو هم مبارک
:)
***
بهار:
ممنون. :)


Posted by: ندا on March 28, 2007 12:39 AM


توصیف زیبای زیبایی


Posted by: علی حیدری on March 28, 2007 09:31 AM


پرنده گفت که دیگر میخواهد پرواز کند گفت که دیگر بالهایش خسته است و نای بال بال زدن ندارد
***
بهار:
کاین عمر طی نمودیم
اندر امیدواری
:)
(نمی دونم چقدر به نوشته ی شما ربط داشت، ولی بلافاصله بعد از خوندن متن شما این شعر رو زمزمه کردم!)


Posted by: ali salehi on March 28, 2007 02:40 PM


محسن رسول اف براي هميشه از ميان ما رفت
روحش هميشه شاد
***
بهار:
هیچ گمان نمی کردم پای این نوشته این کامنت بیاید.
زود رفتی محسن. خیلی زود.
باور نمی کنم


Posted by: افشين on August 26, 2008 09:44 AM


ارسال نظر:

Name:


Email:


Website:


Comment:



Remember info?