شعر


مجموعه شعر، انتشارات بوتیمار، 1391



بایگانی


جست‌وجو

حقوق

Image: Intuitivmedia
Powered by: Movable Type 3.2




« فراموشي طنز و انفعال | Main | وبلاگ، یک رنگ هویتی »

December 8, 2006 12:25 AM
اما آیا این هنر است؟

«اما آیا این هنر است» عنوان کتابی است نوشته‌ی «سینتیا فریلند» (Cynthia Freeland) که به بررسی چیستی هنر می‌پردازد.
کتاب دارای هفت فصل است و در هر کدام از فصول از نظریات مختلفی از جمله نظریه‌ی آیینی، نظریه فرمالیستی، نظریه تقلیدی، نظریه ابرازی، نظریه شناختی، نظریه پست‌مدرن بهره گرفته است. نویسنده معتقد است که نظریه‌ها علاوه بر ایجاد چارچوب در تبیین پدیدارهای مورد مشاهده، پیامدهای عملی هم دارند، ما را به آنچه ارج می‌نهیم و یا نمی‌پسندیم راهبر می‌شوند، دریافت ما را شکل می‌بخشند و نسل‌های جدیدی را به میراث فرهنگی ما معرفی می‌کنند. نظریه‌ی هنر مانند نظریه‌های علوم دیگر نیست. نظریه‌ی هنر به رغم تفاوت‌هایش به علم، کارکردی تبیین‌گر دارد: تلاش برای سامان بخشیدن به پدیده‌های متنوع و هوش‌ربا به نحوی که بگوید چه ویژگی‌های مشترکی آنها را خاص ساخته است. هدف هنر و هنرمندان «گسترش آگاهی» و غنابخشی به آگاهی ما است.

در فصل اول، او از صحنه‌ها و تصاویر هولناک و دلهره‌آفرین در آثار هنری بحث می‌کند.

در فصل دوم، تأملی دارد بر پنج دوره‌ی تاریخی و بررسی تنوع شکلی و کارکردی هنر در جهان غرب، نظرات افلاطون و ارسطو در مورد تقلید و تراژدی و اینکه در قرن اخیر نظریه‌ی تقلیدی کمتر مورد توجه قرار گرفته؛ و نقاشی‌ها با ورود عکاسی به چالش گرفته شده است. اواخر قرن نوزدهم تقلید رفته رفته از هدف اکثر گونه‌های هنری، امپرسیونیسم، اکسپرسیونیسم، سوررئالیسم و انتزاع، خارج شد. هنر در قرون وسطی با حیات مذهبی و مدنی آمیخته می‌شود.

فصل سوم به تاریخی در مورد تعاملات جهانی فرهنگی و تأثیر عظیم آن بر تولید هنری و جستجوی تنوع و گوناگونی هنر اشاره می‌کند.

فصل چهارم، در مورد موزه‌ها و نقش شرکت‌ها، گروه‌ها، ملیت‌ها و اشخاص ثروتمند در بازار هنری و هنرهایی که با استفاده از بودجه‌ی عمومی یا دولتی تحقق می‌یابند، توضیح می‌دهد.

در فصل پنجم، به بررسی رابطه‌ی نبوغ و جنسیت می‌پردازد، نبوغ را از دیدگاه کانت و روسو توضیح داده که معتقدند نبوغ با جنسیت رابطه دارد و زنان فاقد نبوغ هستند. سپس سؤال می‌کند: آیا در نگاه به اثر هنری جنسیت یا گرایش جنسی هنرمند اهمیت دارد؟ و توضیح می‌دهد: اول، واقعیت این است که جنسیت در تاریخ هنر اهمیت داشته است؛ دیوارهای موزه‌ها پوشیده از زنان برهنه است و نه مردان و این محصول کار نقاشان مرد است و نه زن. و دوم، جنسیت (یا گرایش جنسی) در تاریخ هنر می‌تواند اهمیت داشته باشد، چنانچه بازتاب‌دهنده‌ی دغدغه‌های عمیق و شخصی هنرمند باشد که در اثرش می‌خواسته ابراز کند. نویسنده بیان می‌کند برای تفسیر اثر هنری باید فراتر از جنسیت و تمایل جنسی به بافت گسترده‌تری نگاه کنیم که به آن اثر معنا بخشیده است.

در فصل ششم، به بررسی نظریه‌ی هنر از جمله نظریه‌ی ابرازی که معتقد است هنر احساسات و عواطف هنرمند را ابراز و منتقل می‌کند و از طرفداران این نگرش تولستوی، فروید و متفکرانی مانند کرچه، گالینگوود و لنگر هستند؛ و نظریه شناختی که معتقد است هنر موجبات شناخت را فراهم می‌آورد، می‌پردازد.

و در فصل هفتم، تأثیر فناوری‌های جدید ارتباطی بر هنر. سه نظریه‌پرداز معرفی شده در حیطه‌ی این بحث: والتر بنیامین، مارشال مک لوهان و ژان بودریار.
بنیامین با «هاله‌های کدر شده» ؛ که معتقد است قدرت تصاویر نقاش یا نواهای آهنگساز در تکثیر چنان تحلیل می‌روند که ما آنچه نسخه‌ی اصلی از خود ساطع می‌کند را از دست می‌دهیم. وی در مقاله‌ی خود به نام «اثر هنری در عصر تکثیر مکانیکی» این کیفیت از دست رفته را «هاله» می‌نامد. او معتقد است محو هاله رویدادی فرخنده است.
مارشال مک لوهان اعتقاد دارد فناوری‌های جدید، دموکراسی را گسترش و ادراک آدمی را افزایش می‌دهد. او بر این باور است که هنرمندان چون در جذب امکانات شکل‌های جدید اندیشه و ارتباط در رأس زمانه‌ی خود قرار دارند، رسانه‌های جدید را هم بهتر درک می‌کنند و به بررسی می‌گذارند. او جایگاه ویژه‌ای برای هنرمند در جامعه قائل بود: «فردی وارسته» که «آگاهی تام» دارد.
ژان بودریار «قائد اعظم پست مدرنیسم» که معتقد است حاد واقعی چیزی واقعی‌تر از واقعی است، چیزی ساختگی و مصنوعی که از واقعیت بهتر امر واقعی را مشخص می‌کند. مثل مد سطح بالا (که زیباتر از زیبایی است)، اخبار («چکیده‌ی گفته‌ها» در تجمعات روی صحنه، سرنوشت منازعات سیاسی را معلوم می‌کند.) و دیزنی لند.

این کتاب با ترجمه‌ی کامران سپهران، در نشر مرکز به چاپ رسیده است.




نظرها:

چه جالب مطلب اخیر من هم درباره ی هنر و اینجور چیزاس!با این معرفی کاملی که تو از این کتاب کردی حتمن باید خوند.
بهار عزیز از اینکه میبینم بیشتر مینویسی خوشحالم.
***
بهار:
ممنونم سیاوش عزیز :)


Posted by: siavash on December 8, 2006 05:38 AM


عجالتا مرسی بهار جان تا بدا حالشو ببریم!
***
بهار:
خواهش می کنم عزیزم
با موفقیت ;)


Posted by: هما on December 8, 2006 10:34 AM



رای بدهیم به نخواسته هایمان و نه به خواسته هایمان!
مغلطه ای است اینکه دوستان اصلح طلب در می اندازند که بترسید و رای در صندوقها اندازید؛ بهراسید که اگر بیاییند چه و چه ها شود،بیاید نام ما را بنویسیدکه بدتر ها, وضع را بدتر از ما می کنند اگر بدیم از بدتر ها بهتریم و...www.yekray.blogfa.com


Posted by: yekray on December 9, 2006 05:39 PM


کتاب جالبی به نظر می رسد. معرفی خوب و برانگیزاننده ای بود. حتما خواهم خرید و خواهم خواند.


Posted by: ا.م.ح on December 9, 2006 07:24 PM


ارسال نظر:

Name:


Email:


Website:


Comment:



Remember info?