|
« نوآوری در تبلیغات |
Main
| درآمدی بر مطالعات راننده تاکسیها- 2 »
پلاکهای خودبیانگر
هرچه بیشتر میگذرد، قوانین و رفتارهای انسانها بیشتر به سمت نمادگرایی و نشانهگذاری پیش میرود، نشانههای ساختگی که بیرحمانه افراد را از یکدیگر متمایز میکند.
شاید برای شما خندهدار باشد، ولی به نظر من پلاکهای جدید ماشینها که متناسب با کد ملی صاحبانشان صادر میشود، اگرچه برای سهولت یک سری قوانین از طرف سازمانی وضع شده، اما تمایزها را برجسته میکند و به طرز مسخرهای به تفکیک جغرافیایی یا شهری میپردازد.
بوریمر راست میگوید که یکی از ویژگیهای دولتهای جدید غیریکپارچه کردن مردم است، در این سیاست خلق و بیان تفاوتها در صدر اولویت قرار میگیرد. این نمادها و نشانهها تهدیدکننده اند، کمی که دقت کنیم میفهمیم هر لحظه، جامعه، دولت و قوانین در حال طبقهبندی کردن افراد هستند.
وقتی به پلاکها دقت میکنی، میفهمی 11 و 22 و 33 برای تهران است و 67 برای فلان شهر و همینطور ادامه دارد. بعد سریع نوع برخوردت با صاحب آن ماشین تغییر میکند، نگویید نه! برخوردها را چندین بار به طور واضح دیدهام، بارها دیدهام که در تهران به پلاک ماشینهای غیرتهرانی طور دیگری نگاه میکنند یا کافی است در شهرستانی کوچک به پلاک ماشینات دقت کنند و بفهمند همشهریشان نیستی، نوع رفتارشان در رانندگی تغییر میکند.
پلاکهای جدید هرچقدر که برای عملکرد فلان سازمان مفید باشد، تمایزات شهری و جغرافیایی را برجسته میکنند. در هویتهای افراد تأثیر میگذارد، باعث به وجود آمدن «انتخاب» میشود و در نهایت طرز رفتارها با این انتخابها تغییر میکند.
نظرها:
من خیلی اتفاقی اینجا رو دیدم. فقط خواستم تذکر بدم که در مورد پلاکها به قضیه بیربطی گیر دادهای (من اصلاْ دفاع نمیکنم که این پلاکهای جدید خوب هستند) اما مسالهای که اشاره کردهای بیربط است چون قبلاْ پلاک یک ماشین مثلاْ تهران- ۱۱ بود و اسم شهر مشخصاْ ذکر شده بود و قضیه بهمراتب آشکارتر بود از الان. به جای گیر دادن به راهنمایی و رانندگی باید به فقر فرهنگی مردم پرداخت. استدلال بسیار ضعیفی است که چون بعضیها میفهمند تهرانی نیستی و برخورد نامناسبی میکنند پس باید هویت دارنده ماشین همیشه پنهان بماند. این چه استدلالی است؟! من اهل فلان شهرم و این حق را دارم که آشکارا بگویم متغلق به آن شهرم. به جای پنهان کردن باید دیدگاهها را اصلاح کرد
***
بهار:
آن موقع برای هر کسی بسیار اتفاق میافتاد که ماشینی داشته باشد و پلاک ماشینش مرتبط با شهری که در آن زندگی میکند نباشد. پلاکهای فعلی به مراتب آشکارتر هویت شهری هر فرد را نشان میدهد.
در مورد اینکه میگویید: « من اهل فلان شهرم و این حق را دارم که آشکارا بگویم متعلق به آن شهرم.» باید خدمتتان عرض کنم که شمای نوعی فاقد این حق هستید، چون راهنمایی رانندگی برای شما فکر می کند نه خودتان!
ضمناً من در تهران زندگی می کنم و نیازی به گله ندارم. تنها چیزی را که بارها و بارها شاهدش بودم نوشته ام و روی این حرفم هم فکر کرده ام. فقر فرهنگی جای خود دارد، تمایز بخشیدن و طبقه بندی افراد هم جای خود.
شما که روی فقر فرهنگی مردم تکیه کرده اید لطفاً کمی به نوع نوشتارتان دقت کنید!
Posted by: hamid on October 13, 2006 10:36 PM
البته قبلا هم پلاک نشوندهی شهر بود. مثلا ما یک ماشین داشتیم به شماره اهواز. همه فکر میکردن اهوازی هستیم. بعد از اون سعی کردیم همیشه نمره تهران بخریم.ماشینمان همیشه قراضهست ها...
امسال که مجبور شدیم ماشین عوض کنیم هی گفتم آدرسی در تهران بدیم. که همسرم گفت چه فرق داره؟ حالا که نمره کرج خورده رفتار تهرانیها رو میبینم:) حق باشماست.
Posted by: زيتون on October 14, 2006 02:56 AM
واقعا جالب است.و این اتفاقها آنقدر دارد ظریف می افتد که آدمها اصلا حسش نمی کنند.درحالیکه برعکس این ماجرا باید همینقدر آرام اتفاق می افتاد که بی آنکه کسی احساس کند نگرش کلی جامعه تغییر می کرد.درحالیکه با این روال شکاف جغرافیایی/طبقاتی/فرهنگی زیادتر می شود.
کمااینکه انگار تمایزات جغرافیایی و فرهنگی هم اغلب از همین تضاد طبقاتی می آید.
Posted by: .I on October 14, 2006 04:33 AM
این نوع تفکیک در آلمان هم وجود دارد.پلاکها با مخفف محل سکونت صاحب ماشین شروع میشوند. مردم هم به طنز مخففها را نوعی دیگر تفسیر میکند.مثلا OF مخفف شهر Offenbach است که ان را Ohne Führerschein یعنی بدون گواهینامه تفسیر میکند. یا به ME از شهر Mettmann مگویند Motorisierter Esel یعنی خر موتوردار! GG از Grosse Gefahr :Gross Gerau یعنی خطر بزرگ. Ohne Hirn : Ostholstein OH یعنی بدون مغز!
Voll Blöd : Vogelsberg VB یعنی کاملا دیوانه!
این هم یک لیست بلند و بالا از مخففها: http://www.andinet.de/lustiges/sonstiges/autokennzeichen.php
منظور این که شما هم زیاد جدی نگیرید, این نوع برخوردها در همه جا دیده میشود و به نظر بی ارزش من نه ربطی به فقر فرهنگی دارد نه به طبقه بندی افراد , موضوعیست کاملا اداری.
***
بهار:
مرسی از اطلاعاتی که دادین. متاسفانه من آلمانی هیچی بلد نیستم :)
Posted by: علی فرانکفورت on October 14, 2006 05:19 AM
سلام.
حرف شما خیلی عجیب است. این تفاوت ها واقعیاتی انکارناپذیرند، اعتراض شما می بایستی متوجه «نوع برخورد»ها باشد.
***
بهار:
من به نوع برخوردها هم نقد دارم، اما باز هم تاکید می کنم که دولت به ظرافت یا شاید هم نادانسته دارد افراد را دسته بندی می کند. :)
Posted by: مانی on October 14, 2006 05:23 PM
تمايز و طبقهبندی آدمها از خصوصيات سرمايهداری است . اين مختص جامعه ما نيست . اصلا دليل پيدايش مارک و برچسب همين است ٬ که جايگاه و موقعيتهای افراد را مشخص کند و در پیآن رقابت ايجاد کند .
و حرف شما درست است که متاسفانه موجبات فخرفروشی عدهايی مهيا میشود .
پايدارباشيد .
Posted by: ريتا on October 15, 2006 01:24 PM
خیلی جالبه !
برای خودم اتفاق افتاده که به پلاک ماشین افراد یه نگاهی بندازم و حدس بزنم کجاییه . اما در مورد پلاک گذاری دولت . درسته مبتنی بر تمایزه . اما شاید برای پیگیری قانونی احتیاج به این تمایزات باشه . اما چرا خودشو بیشتر نشون میده . شاید چون کنترل از طرف دولت ها( همه کشور ها ) بر مردم شدید تر و غلیظ تر شده .
Posted by: هدی on October 15, 2006 03:02 PM
شاید مشکل از متنی است که این پلاک های شهر بندی شده روی آن قرار دارند یعنی زمینه فرهنگی . در ایران آنقدر مرکز مهم است که گاه احساسات نزاد پرستانه را تداعی می کند .حتی در خود تهران هم دوباره مرکز- حاشیه به وجود می آید .از کسی می پرسی اهل کجا هستی و منظورت شهر است جواب می دهد اهل دربند یا شمیران .
ولی در کشورهای دیگر که حاشیه دقیقا جایگاه مرکز را دارد یا شبیه ان است احتمالا این پلاک های تقسیم بندی شده مشابه احساس ما را به وجود نمی آورد
Posted by: نشانه on October 18, 2006 04:19 PM
salam .bloge jalebi darid.bishtare post haro khondam .dar morede in post ham be nazare man irad be rahnamaie ranadegi vared nist.agar kami az idelagari khodemon kam konim va vaghe bin bashim minibin in raftare mardom be ellate farhange rayej ast .
Posted by: vahmesabz on October 19, 2006 07:36 PM
Posted by: ا.م.ح on October 21, 2006 11:05 AM
شاید دولت خواسته برای احترام به فرهنگ های مختلف چنین کاری بکنه!!! دید بسیار مثبت و خجسته ای هستش نه؟ اما در مورد برخوردها موافقم. فقط مطمئن نیستم این ایده از فرهنگ بین المللی ترافیک و پلاک گذاری گرفته شده یا مخصوص ایران هست. مساله اینجاست که اگر گرته برداری هم باشه مائیم که به هر قانون بین المللی دیده ناسیونالیستی و افراطی میدیم و تعبیرها و تفسیرهای عجیب و ابتکاری میکنیم. وقتی فرهنگی و قانونی وارد میکنیم با غرض ها می آمیزیمش.
Posted by: آزاده on October 22, 2006 05:08 AM
من هر وقت که دلم تنگ می شود به ساییتان سر می زنم گاهی اوقات می بینم که هیچ مطلبی اضافه نشده و باز وبگردی ام شروع می شود تا به وبلاگ دیگری بربخورم که ارزش خواندن داشته باشد. خیلی دوست داشتم که وبلاگی بود که تنها برای من و به سفارش من می نوشت.
***
بهار:
1. شما لطف دارین نسبت به وبلاگ و نوشته های من :)
2. جالبه، خب چرا یه وبلاگ راه نمی اندازید تا به میل و سلیقه و سفارش خودتان باشد ؟!
Posted by: majid on October 22, 2006 05:38 PM
جالبتر از همه این است که بدانی 11 و 22 و 33 مربوط به بالا و وسط و پایین شهر هستند. اثرات روانی اجتماعی فهمیدن این موضوع خیلی زیاد است. تازه هنوزهمه نمی دانند این را. بیشتر شوفرها و راننده های راهی می دانند
***
بهار:
واااوو... چه جالب، اصلاً به این موضوع فکر نکرده بودم. مرسی، خیلی نکته ی خوبی بود :)
Posted by: الپر on October 23, 2006 01:16 AM
به نظر من این تقسیم بندی هیچ مشکلی نداره ! فقط کافیه یه سر به پایین شهر بزنی تا با رانندگی ایران 33 روبرو بشی !! متاسفانه باید بگم فرهنگ توی مناطق شهر واقعا فرق می کنه.انگار کسایی که پایین شهر زندگی می کنند خودشون دوست دارند متفاوت باشند و به یه شکلی خودشون رو تخلیه کنند. از صدقه سر سایپا که الان هم همه یه پراید دارند !!! lol
Posted by: شهرام on October 26, 2006 10:34 PM
من یک لیست بلند بالا از پلاکها دارم که میگه چه عددی واسه کجاست اگه کسی خواست به آی دی من پی ام بده تا بهش بگم
vahid_4052002 مرسی از این وب لاگ باحالتون !!!!
Posted by: vahid on October 28, 2006 07:34 PM
ارسال نظر:
|