|
« نه سرزمین هرز، که بزرگ جنگلی واژگون |
Main
| سمتِ تاریکِ کلمات »
ماشین آمریکایی، تبلور قدرت
چرا ماشین آمریکایی را دوست دارم
برای محسن عزیز
1
قدرت جادویی، اولین خصلت ماشین آمریکایی است که به چشم میآید. هر کجا که ظاهر شود، چشمها را تا دور به دنبال خود میکشاند: ماشین آمریکایی زیبایی شهوتانگیزی دارد و همچون شیئی برتر نمایان میشود.
این نوع ماشینها، نمونهای بارز از تفاخر اجتماعی هستند. شورلت و بیوک خودشیفتهاند، فردیتی شکیل و ظاهر دلربایی دارند: بدن خوشترکیب مردانهاند. جذابیتهای زیبای شورلت کاپریس، بیوک یا کادیلاک تنها به ظاهر آن محدود نمیشود، فضای داخلی ماشین با طراحی ِ اصولی و دلنشین، فضایی باز و وسیع را بهوجود میآورد: اشتراک زیبایی، تفکر و قدرت است. نیازی به آرایش و پیرایش ندارد و زیبایی جزء ذاتی آن است: نشانی از کمال.
ماشینهای آمریکایی هیجانهای اسطورهای دارند، شکلی قهرمانانه از جنس قهرمان فیلمهای کابویی: قهرمانی است که یک کلاه کابویی کم دارد.
تحرک فوقالعادهای دارند و قدرتمند هستند، به همین سبب به سوخت زیادی نیاز دارند. همچنین، بدن بسیار مستحکمی دارند: کافی است با ماشینی مانند پراید برخورد کوچکی داشته باشد، پرتاباش میکند، بیکه صدمهای به خودش وارد شود.
ماشین آمریکایی، برای من _ به نسبت دیگر ماشینها_ تبلور کاملترین آزادی فردی و قدرت است. فضای بیشتری را اشغال میکند و قدرتمند است، بنابراین در همذات پنداری با آن، دست آخر به قدرت میرسم. همواره احساس میکنم بدنام از تعرض مصون است، دقیقاً همان حسی که با پاترول دارم: وقتی در آن قرار میگیرم احساس قَدَرقدرتی میکنم، زیرا یک سرو گردن بالاتر است.
2
(در ادامهی متن نشانه)
ماشین آمریکایی مرد است، همچون مرد آمریکایی ِ قد بلند و چهارشانه یا ایتالیایی ِ شکیل. خانهاش فضای وسیعی دارد با چشمانداز زیبایی به بیرون، پنجرههایی که سرتاسر خانه را فرا گفتهاند با پردههای آویختهی بلند. اغلب وسایل خانه به رنگ روشن هستند.
او هر روز جلوی آینه میایستد و صورتاش را اصلاح میکند. با دقت دکمههای پیراهنش را میبندد و موهایش را مرتب، شانه میزند. با کت و شلواری گرانقیمت و کفشهایی تمیز و براق، با اقتدار در خیابان راه میرود. همیشه لبخند بر لب دارد. صدای رسا و برندهای دارد. از کنارت که رد میشود بوی ادکلن گرانقیمتاش فضا را پر میکند. به نشانهی ادب دست میدهد و ادای احترام میکند. مهربان است اما آنقدر صلابت در رفتارش است که دیگران فقط اجازه دارند تا محدودهای خاص به او نزدیک شوند: به کسی اجازهی دخالت در کارهایاش را نمیدهد. برای خرید به فروشگاهها و مراکز خرید گرانقیمت میرود. تمام کارهایش مطابق با برنامه و دقیق است.
نظرها:
درود بر شما ؛ نگاه فوق العاده ای بود کف ام برید خیلی دمت گرم خیلی ؛ یاد نگاه بودریار افتادم توی آمریکا ش
Posted by: علی غلامی on August 14, 2006 09:50 PM
توصیف معرکه ای بود. من همیشه از بین ماشینهایی که پدرم در طول سالها عوض کرد عاشق بیوکی بودم که در سالهای اولیه جنگ بخاطر مصرف زیاد بنزینش و جیره بندی بنزین در اون زمان مجبور به فروشش شد. هنوز هم دلم برای همون ماشین خاص تنگ میشه.. حتی شماره اش رو هم حفظم!
Posted by: شانه بسر on August 14, 2006 10:09 PM
che negahe jaalebi . allave bar jzabiyate mozo ghalematm ke maro koshte babaaaa
Posted by: hoda on August 15, 2006 03:50 AM
عالی بود. مرسی
همیشه برایم سوال بود که چرا عاشق ماشینهای آمریکائی هستم (اصولا چندان ماشیندوست نیستم. وقتی هم قرار باشد از ماشینی خوشم بیاید تنها ملاکم هرچه گردتر بودنش است! (اصلا هم نه به خاطر آیرودینامیک بودنش! دقیقا به این علت مضحک که ماشین گرد و قلمبه! دوست دارم!!!) اما همیشه ماشینهای آمریکائی برایم استثنا بودهاند و هستند. به آنها میگویم "کشتی" و این به خاطر بزرگ بودنشان است و این تصور که کشتی چون روی آب شناور است باید خیلی راحت باشد. حالا به تصاویری که گذاشتهاید نگاه که میکنم میبینم واقعا چقدر شبیه کابویها هم هستند. و اتفاقا روز به روز دارند تنهاتر هم میشوند (فکر کنم کمتر کسی اگر از کرامات کادیلاک مثلا، خبر نداشته باشد، حاضر بشود مزدا را با کادیلاک عوض کند. از شواهد که اینطور برمیآید).
نمیدانم همهی ماشین آمریکائیها آن تکهی میانی جابهجاشو (اسمش را نمیدانم!) صندلی عقب را دارند یا نه. اما به هر حال، آن تکه علاوه بر تمام کاربردهایش مثل یک دیوار هم عمل میکند و فضای شخصی داخل ماشین را شخصیتر میکند (مثل اتاقها).
ماشین آمریکائیها، به زعم من مثل رستاخیز اشرافیت اروپائی هستند. موقر، خوش سر و لباس (حتی اگر به خاطر تورهای زیاد لباسشان از پژو عقب بیافتند!) و محکم و به غایت فخرفروش!
واقعا دوستداشتنیاند.
باز هم ممنون به خاطر متن خواندنی و جذاب.
سرخوش باشید و پیروز امیدوارم.
Posted by: ساسان م. ک. عاصی on August 15, 2006 04:06 AM
عالی بود بهار خانم! این نوشته به شدت به آدم نیرو می ده
Posted by: یوسفی on August 16, 2006 08:49 AM
bad hozoori dar bareye matn sohbat mikonim.
:)
Posted by: moostive on August 18, 2006 09:49 PM
ماشین امریکایی سرور و سرور ماشینهای امریکایی کادیلاک هست که توی نرمی راحتی وبا کلاس بودن زبانزد خاص وعامه اینقدر نرمه که موقع جا انداختن دنده هم یه تکون نرم و کالسکه وار میخوره
Posted by: شفیق on July 25, 2007 04:16 AM
salam omid varam khub bashin.vaaaaaay manam asheghe mashinaye amrikaeeyam,VAGHAN MAHSHARE va tu una az cadillac seville va capris bishtar az hame khosham miad.rasty ye chiz goftid dar morede patrol babam, patrol dare amma heyf alan ke benzin sahmiye bnandi shode nemishe birunesh ovord kheyli hal mide daghighan manam vaghty tush mishnam hamun ehsasi ke goftid behem dast mide,makhsusan vaghty dandeye yeko doro por mikoni az sedaye mashin muye tanam sikh mishe.kheyli delam mikhad dar bareye mashinaye amrikaei harf bezanim amma heyf injuri nemishe.ye arshive az mashinaye amrikaei dorost kardam hudude 4000ta axe bishtar kelasik ke ashegheshunam az rambler gerefte ta cadillac.kheyli delam mikhad betunam in archiv ro be dastetun beresunam akhe vaghti mibinam yeki mesle man asheghe mashinaye amrikaei ye hal mikonam.idye man: eldorado_sol baham tams begirid mamnoon.khashayar
lotfan ba id ye man tamas begirid.
Posted by: khashayar on November 12, 2007 02:25 AM
واقعا از خواندن این مطلب در مورد ماشینهای زیبای آمریکایی لذت بردم ،دست مریزاد.
در ضمن مطالب دیگری هم که هست فوقالعاده هستند.
***
بهار:
ممنون از نظر لطفتون! :)
Posted by: یاسین on November 18, 2007 11:14 AM
به نظر من بعضی از ماشین های امریکایی لنگه ندارند ماندد فورد موستانگ اما بعضی ها؟؟؟؟؟؟؟ اهن پاره ای بیش نستند که برای کشیدن این هیکل گنده به یک موتور قوی نیاز دارند.ام درباره ی نوشته شما: قشنگ توصیف کردید اما اگر این طور بود ماشین های ژاپنی وکره ای در امریکا بیشتر ماشین های امریکایی نبودند
Posted by: mojtaba on January 31, 2008 10:34 PM
ارسال نظر:(نظر شما پس از تأیید، منتشر میشود. با تشکر)
|