شعر


مجموعه شعر، انتشارات بوتیمار، 1391



بایگانی


جست‌وجو

حقوق

Image: Intuitivmedia
Powered by: Movable Type 3.2




« به قدرت تبلیغات ایمان بیاوریم | Main | دوجنسیتی‌ها عامل ناامنی نیستند »

July 5, 2006 08:56 PM
عرصه عمومی و رویکرد استراتژیک

بحثی که در جلسه‌ی توسعه گفتمان کلان شهرها، بیش از همه برایم جذاب است، پرداختن به عرصه عمومی، برقراری ارتباط، هویت و توجه بسیار به کیفیت محیط توسط رویکرد استراتژیک است.
برقراری ارتباط مانند ارتباط فضای سبز و باز با یکدیگر، ارتباط بصری مابین مردم و عناصر سازمان فضای شهری و خوانایی آن‌ها، مسیر پیاده و کانون‌های خدمات توسط فشرده‌سازی، خواناسازی کانون‌های فعالیت توسط ابنیه‌ی بلندمرتبه‌، خواناسازی خط آسمان توسط مجتمع‌های ارتفاعی و حفظ ارتقاء رویدادهای بصری، هویت‌بخشی به منظر شهر، تدوین راهنمای طرح شهری، در میان گذاشتن چشم‌اندازها با مردم؛ این‌ها همه نشان‌دهنده‌ی توجه به شهروندان و کیفیت زندگی آنهاست.
در اهداف استراتژیک طراحی شهری نیز به شدت بر شهروندان تأکید می‌شود مثلاً ارتقاء کیفیت عرصه عمومی و محیط شهری، ارتقاء تجربه شهروندان از نظم فضای شهر، ارتقاء هویت غالب مسکن و سیمای شهری و ایجاد یک چشم‌انداز مشترک مابین دستگاه‌های اجرایی بخش خصوصی، و برای مدیریت و رسیدن به این اهداف هم به مشارکت مردم نیاز است.
ما در تهران عرصه عمومی نداریم زیرا طراحی شهری نداریم، یعنی پارک، خیابان و خانه داریم ولی جایی که این‌ها را به هم مرتبط کند نداریم، جایی که به مردم اجازه بدهد قسمتی از شهر را به عنوان جای نشیمن قرار بدهند و با هم بحث و گفتگو کنند، جایی به غیر از پارک و هم‌چنین بحث پیاده روی شهری نیز باید مورد توجه قرار بگیرد.




نظرها:

برایم کامنت بذارین، کامنت دونی درست شده! D:


Posted by: بهار on July 5, 2006 08:59 PM


بهار جان، می‌گن نیاز است که بازار مصرف را می‌سازد.
تا ما بیائیم از معماری اندرونی ـ بیرونی شهر و سازه و فرهنگمون عبور کنیم گمونم 100 سال دیگه هنوز لازم باشه، اون‌موقع ولی نمی‌دونم چطوری می‌خواهند شهر را از اول طراحی کنن... این خانه از پای‌بست ویران است انگار!


Posted by: نقطه الف on July 6, 2006 04:01 AM


اینها برایم مثل یک رویای جذاب می‌مانند که در یک چرت کوتاه به چشم بیایند! البته خیلی‌ها را
نفهمیدم (مثلا خواناسازی کانون‌های فعالیت... که البته واقعا در این مورد غیر از شهروند بودن و
سلیقه‌ی شخصی هیچ دانشی هم ندارم!) با این حال فکر می‌‌کنم واقعا ممکن است
روزی کسی به فکر ارتباط بصری بین مردم و فضای شهری که درش زندگی می‌کنند باشد؟ و البته منظورم
از به فکر بودن این است که واقا ممکن است یک‌روز بشود به خاطر تماشای شهر هردمبیل از پنجره‌ی تاکسی دچار سرگیجه نشوم؟
به هر حال، حتی همین‌که چنین بحث‌هائی درباره‌ی کیفیت زندگی شهروندان مطرح می‌شود، شاید جای امیدواری باشد. اما سوالم اینجاست که اصلا شهری مثل تهران بختی برای زیبا شدن دارد یا می‌آیند ابرویش را درست کنند،‌چشمش را در می‌آورند (مثلا یک‌دفعه باز پاپیچ چنارهای زیبای ولیعصر می‌شوند!)
درباره‌ی نداشتن عرصه‌ی عمومی هم چه خوب گفته‌اید. البته یک‌جورهائی همه‌چیز هم قاطی است! خانه عرصه‌ی عمومی نیروی انتظامی است و پارک عرصه‌ی عمومی ملت و خیابان عرصه‌ی عمومی وسائل نقلیه!!! (یاد برنامه‌های صبح جمعه افتادم!) اما باز هم تصور خیال‌برانگیزی‌ست اینکه شهری مثل اینجا جائی غیر از پارک برای گفتگو داشته باشد. (گرچه کماکان راستش به نظر امیدی نیست!!!)

راستی! چند تا کامنت برای پست‌های قبل نوشته بودم که ثبت نمی‌شدند و آنها را هم در همان پست‌ها ثبت کردم!
سرخوش باشید امیدوارم و پیروز


Posted by: ساسان م. ک. عاصی on July 6, 2006 04:03 AM


ارسال نظر:

Name:


Email:


Website:


Comment:



Remember info?