تبلیغات رکن اساسی بازاریابی است، نزدیکترین عرصهی فعالیت هنر و تجارت در عرصهی تبلیغات صورت میگیرد. دانش تبلیغات با دانشهای جامعهشناسی، روانشناسی، اقتصاد و ادبیات پیوستگی زیادی دارد، از هنرهای زیادی نظیر نقاشی، طراحی، موسیقی و غیره استفاده کرده و کیفیت کالا و خدمات را به نحوی جهتدار تعیین میکند. حال به این تبلیغ توجه کنید:
کافی شاپ کارینو
با کادری کاملاً مبتدی و با عدم رعایت کلیهی استانداردها
و با سرو بیمزهترین میلکشیکها و گلاسهها،
همراه با غذاهای بیتنوع و بیمزه، با گرانترین قیمت، در خدمت شما است.
با مشترک شدن در کارینو از مزایای آبکی ذیل بهرهمند میشوید:
10% تخفیف ویژه
میز و عکاسی رایگان جهت جشنها و جلسات (اگر از آبروی خود گذاشتهاید)
تلفن رزرو: ....... (اگر کسی پاسخگوی شما باشد)
در این تبلیغ سعی شده از اصل ضد تبلیغ نهایت استفاده شود. اگر طبق آنچه که فروم میگوید _ فرد در مقابل تبلیغات بازرگانی، آن قدر خود را کوچک احساس میکند که قوای انتقادیاش را از دست میدهد و احساس ناچیزی میکند_ باز به تبلیغ نگاهی بیندازیم، نه تنها من ِمخاطب قوای انتقادیام را از دست نمیدهم، بلکه تبلیغ را مضحک هم میشمارم. در این تبلیغ به بدترین شکل از اصل ضد تبلیغ استفاده کرده، سبکی چیپ و کم ارزش که هیچ جذابیتی ندارد، طبق نوشتهی خود تبلیغ: از بیمزهترین تبلیغهاست.
با توجه به افزایش تبلیغات و چشمانداز آیندهی آن، باید در جهت تعیین اثربخشی فعالیتهای تبلیغاتی، بیشتر تأمل شود. شرکتها و موسسهها، هر سال میلیونها ریال برای تبلیغات کالاها و خدمات خود هزینه میکنند، بدون آنکه اثربخشی آن را بررسی کرده باشند. به نظر نمیرسد که رسانهها و یا دیگر دستاندرکاران این صنف نیز، به صورت مستمر یا حتی مقطعی، به فکر ارزیابی نتایج تبلیغات باشند. تبلیغ دانشیست که هنوز در ایران ناشناخته مانده. لازم است به فرهنگ نوآوری در تبلیغات بیشتر توجه شود. به قدرت تبلیغات ایمان بیاوریم.
وقتی وبلاگتان را باز کردم خیلی سریع چند خط اول را خواندم و خواندن کامل را گذاشتم برای مدتی بعد. در همین فاصلهی بین دو خواندن، داشتم فکر میکردم عجب ضد تبلیغ مضحکی و فکرم مشغول تبلیغات داخلی شد (نمونهی مشهور دیگر این نوع تبلیغ، تبلیغ لاستیک دنا) و بعد که کامل خواندم کلی هیجانزده شدم وقتی دیدم با ادامهی یادداشت همنظر بودهام! راستش دربارهی این ضد تبلیغهای داخلی، فکر کنم مشکل اصلی این است که پیشاپیش میدانیم در واقع چیزی جز واقعیت نمیگویند (بابت این پیشداوری عذر میخوام، اما حدس میزنم چندان بیراه نباشد!). مضحک و رقتآور به نظر میرسند، چون ضدتبلیغ نیستند؛ صداقتی بیموردند در نتیجهی یک نقض غرض سهوی!!
واقعا تبلیغات آنطور که باید و شاید در ایران مورد توجه قرار نگرفته (مثل خیلی چیزها انگار فقط حرفهائی به گوش تبلیغسازان خورده...). هر بار هم که فیلمهای تبلیغاتی کشورهای دیگر را میبینم بیشتر به این قضیه اعتقاد پیدا میکنم (تبلیغ آبجوئی را دیدم که میتوانست یک فیلم کوتاه خوب هم باشد. جوان دوچرخه سواری چند بار دچار حوادثی فجیع میشود [از کوه پرت میشود، مورد اصابت یک شهابسنگ قرار میگیرد و...!] اما نمیمیرد. چون ملکالموت در کافهای مشغول خوردن آبجوی مورد نظر است!). اینجا انگار ایمان به قدرت تبلیغات هست، اما از نوع داخلیاش؛ صرفا نشان دادن مدام محصول و موسیقی پر سر و صدا و دیسکوئی و جملات تبلیغاتی سطحی. راستش علیرغم آنکه چندان همدل نیستم با سیستم تبلیغاتی، اما حداقل به خاطر کنجکاوی و علاقهام به تبلیغسازی، من هم آرزو میکنم که تبلیغسازان داخلی کمی به روانشناسی و هنر بیشتر توجه کنند و کمی هم خلاقیت چاشنی کارشان کنند. (و البته کمی هم حرفهایتر!)
سرخوش باشید و پیروز امیدوارم.
Posted by: ساسان م. ک. عاصی on July 6, 2006 03:50 AM
سلام
من مدیر یک مرکز آموزشی هستم اگه ممکنه در مورد تبلیغات واضح تر و در مورد ضد تبلیغات و اثر بخشی هر کدام در رشته آموزش کمک کنید
و یک سوال میخواستم بپرسم و اینکه آیا مدیر یک موسسه آموزشی در یک تابلو ( بیلبرد ) اثر بخشی دارد یا خیر
با تشکر
Posted by: morteza on September 27, 2006 07:42 PM
Posted by: ارزو نیکی on April 14, 2008 05:55 PM