خانه ماندهام. فردا امتحان پایان ترم دارم. پدرم اجازه نداده در تجمع امروز شرکت کنم. نگرانم. به الناز SMS میزنم جواب نمیدهد، به امیر. امیر میگوید بچه ها را میزنند، خیلی زیاد. یاد کتککاریهای روز زن میافتم. دلم شور میزند.
...
با الناز صحبت کردم، حسابی بچهها رو زدن، عدهای رو هم گرفتن. کلی اعصابم خرد شده، چندتا از بچههای دانشکده هم دستگیر شدن.
مرتبط:
. عکسهای کسوف (ببینید چطور دوستم را روی زمین میکشند، وحشیها!)
. الناز
. یادداشت امیر در هستیا
. فعالان حقوق بشر
. پرستو
. لولیان
. فهیمه
. شهرزاد
. سولماز
. روزنا
. پدیده
. گزارش الهه
. رادیو فردا
. پیام
. نیما
. آسیه
. کانون زنان ایرانی
. عکسهای منصور نصیری
برای الناز به شوخی مسج زدم که دارند الان میزنندتان؟! حالا که اینها را میخوانم سرم سوت... .
Posted by: جلال | ... و غیره! on June 12, 2006 07:27 PM
من هم به عنوان کوچک ترین تجمع کننده ی زن در امروز مطلبی نوشتم. تو یوبلاگم.
Posted by: عاطفه on June 12, 2006 09:40 PM
سلام
خسته نباشي همکار عزيز
اگر براي شما امکان دارد براي کار بامن تماس بگيريد
در ضمن مطالبتان را هم خوانده ام
Posted by: فرشاد قربانپور on June 13, 2006 04:45 PM
سلام بهار جوووون
واقعا متاسفم
زبونم قاصر از دادن نظر در اين باره
اميدوارم بعد از گلايه اي نداشته باشي براي نوشتم
هميشه از اميد بنويسي و از زندگي
Posted by: ليلا on June 15, 2006 11:39 AM